روش هاي ارتباطي از اين پس

جولای 5, 2009 by itsociety

سيستم SMS پس از 20 روز دوباره فعال شد. اين در حالي است كه رژيم براي همه روش‌هاي ارتباطي محدوديت هاي فراواني گذاشته بود. پهناي باند اينترنت به 1Gbps رسانده بود. كانالهاي ماهواري قطع شده بودند. سايت ها، روزنامه ها، فعالان و …

يكي اينكه در اين پست و نمودار آن، نشان داده شده كه به جهت محدوديت فني (ابزارها و روش هاي كنوني محدوديت در ايران) و نيز محدوديت هاي تجاري و فشار اجتماعي، آستانه پهناي باند براي اعمال محدوديت هايشان 1Gb/s بوده است؛ آستانه دموكراتيك پهناي باند.

Iranian_Traffic_Engineering

دوم. اينكه پيشترها وزير گفته بود پهناي باند 128Kb/s براي ايراني ها كافي است، اكنون روشن شد كه يعني چه. اعمال محدوديت download/upload و آستانه كنترلي مورد نياز برايشان.

سوم.  رژيم دشمن اينترنت است.اين پست اشپيگل. تيم آنوين در اين پست آورده است كه بر خلاف ديگر فنآوريها كه حكومت ها از آن به سود خود بهره برداري ميكنند. تنها اين اينترنت است كه در جهت دموكراسي و استفاده همگاني دشمن حكومت هاست.

چهارم. در اين پست آمده كه چرا نبايد از سرويس SMS استفاده كنيم. با همه وجود. اما ما نبايد خود را از اين سرويس‌ها بي بهره كنيم. استفاده از ارتياطات موبايل حق ماست. تازه بايد در جهت ضررشان از آن استفاده هم بكنيم – بجايش بايد رسانه ملي شان را تحريم كنيم - ما بايد كمترين سود را به اين شركت نانجيب برسانيم. چه در ارتياط SMS چه در گفتگوها. تازه بيشتر در سرويس مكالمه كه گران تر است. وزارتخانه در اين دوره مرتكب جرم شده است. بايد خسارت بپردازد. بايد كمترين استفاده را از سرويس‌هايش بكنيم. وظيفه ما استفاده كمتر و كمتر از موبايل است.

پنجم. اما چگونه. با راه حل هاي جايگزين اينترنتي. استفاده از مسنجر بجاي اس ام اس، استفاده از Skype ، facebook , email ، … ما بايد پولي را كه بابت موبايل ماهانه تقديم ميكنيم به كمترين مقدار ممكن برسانيم و بجاي اين سود رساندن هنگفت به آنها، آنرا هزينه اينترنت مان كنيم. همه ارتياطاتمان را روي اين بستر بياوريم. وظيفه ما استفاده بيشتر و بيشتر از اينترنت است.

تعريف مساله

ژوئن 27, 2009 by itsociety

آنروز كه به ادبيات خود اصلاح طلبان «كودتاي شوراي نگهبان» عليه مجلس هفتم با رد صلاحيت ها رخ داد بايد ميدانستيم كه اين قصه سر دراز دارد. تا حالا كه كودتا عليه جمهوريت انجام شد و به گفته كروبي اين تازه اول ماجراست. ديكتاتوري تمومي ندارد. «شب عاقبت شب شد». به نظر من اين چهار سال (به فرض تغيير نكردن نتيجه) با ترور، خون ريزي ، دستگيري فعالان اجتماعي و سياسي و سركوب شديد پيگيري خواهد شد. پس اين داستان ادامه دارد اگر ما توده مردم، روشنفكران ، فعالان، باز هم مثل آدم هاي گول و منگ به اطراف خود نگاه كنبم. اين پستهاي شور و شر هم همين را گفته. در برابر اتفاق افتاده با فرمول نااميدي، اگر واكنشي نداشته باشيم اين رويه دراين مملكت پيش ميرود و پيش ميرود.

 در مورد انتخابات سخن هاي بسياري گفته شده است و از اين پس هم بيشتر گفته خواهد شد. اما آيا ميتوانيم از اين تبيين ها و ناله ها و … آنرا بصورت يك مساله اجتماعي و قابل تعريف در آوريم. به تعريف يك «مساله» برسيم. و سپس براي آن راه حل پيدا كنيم كه ديگر چنين رخدادي به اين سادگي انجام نگيرد. بايد بتوانيم اين مساله را به سطوح مختلف افراز كنيم. هر لايه را تعريف كنيم و براي آن راه‌كار بيابيم. آنگاه ميتوان براي آن راه حل پيدا كرد. دست بسته نبود، مايوس و نااميد به كناري ننشست و رخوت پيشه كرد. شب از جايي شروع ميشه كه تو چشماتو ميبندي. نگاه كنيم به پست ها .دقيقن دست روي همين موضوع گذاشته اند. يعني نميتوان از اين كپه‌اي ديدن خارج شد؟

بايد ببينيم چرا دو نفر اينقدر با هم تفاوت نظر دارند. من واقعن نميفهمم چرا كسي رفته بهش راي داده. درك نميكنم. چرا بين ما بايد اين فاصله ها ايجاد شده باشد، ناغافل شكست بخوريم. (مثل اين پست

« متاسفانه حدس می‌زنم دو قطبی حاضر در آینده هم با همین شدت ادامه پیدا کند و تعمیق پیدا کند. یک نقطه ضعف ما این است که هنوز نمی‌توانیم دقیقن بفهمیم که چه شد که میلیون‌ها آدم (بگویید 15 میلیون) بعد از چهار سال از رفتارهای احمدی‌نژاد روگردان “نشدند” و مجددن به او رای دادند. این یکی از اولویت‌های شخصی خود من است تا سعی کنم ریشه‌های این موضوع را درک کنم. اعتراف می‌کنم که هیچ رقم نمی‌توانم آن‌چیزی که در ذهن طبقه شهری که به او رای دادند می‌گذرد را درک کنم. دقت داریم که کسب رای توده‌ای توسط کسانی از این جنس تجربه جدیدی و افتخارآمیزی در دنیا نیست. شبیه به احمدی‌نژاد را در تاریخ زیاد داشته‌ایم. خوان پرون (و معشوقه و هم‌دستش اوا پرون) آرژانتین یکی از آن‌ها است. این را می‌گویم تا روشن کنم تا رای احمدی‌نژاد می‌تواند نشان از هیچ نکته مثبتی در شخصیت خود او نباشد. منبع گزارش به خاک ایران»

چرا ميتوانند كودتاي مخملي كنند و هيچ كاري نشه كرد. بايد بتوان اين موضوع را بصورت يك مساله خوش تعريف ببينيم. بايد بتوانيم آنرا لايه بندي كنيم و نقش خود را در حل آن پيدا كنيم. ما چه بايد بكنيم ، چه بايد بكنيم حالا، چه بايد بكنيم از اين پس؛ مطالعه سياسي، شعارنويسي شبانه، ميل نويسي گروهي، عضويت در احزاب، پيگيري اخبار، آگاهي رساني، بحث با مخالف ها، دعوا ، فرار به خارج، مرگ، خفخون گرفتن، نااميد شدن، … اگر اين چهار سال چهارسال ها فعال تر بوديم اين خاك بر سرمون نمي اومد. براي بيداري/رشد/… جامعه چه كاري ميتوان كرد؟

 « کار مهمی که ما الان باید بکنیم حفظ این اتحاد و روحیه برای اندیشیدن به آینده ایران و کمک به مردم داخل است. من منتظر کلیپ‌های جدیدی هستم که بگوییم “رای دادیم و فعلن نشده است (یا نگذاشتنده‌اند بشود). حالا قدم بعدی چیست؟”

ما متاسفانه چهار سال اول احمدی‌نژاد را که فرصت طلایی برای خلق گفتمان عمومی جدید و تاثیرگذار بود را از دست داده‌ایم و عمده انرژی ذهنی‌مان در حد کاریکاتورهای او و داستان‌های هاله نورش و حکایت‌های تکراری از سوتی‌های دور و بری‌هایش تلف شد. این بار نباید اشتباه سال‌های قبل را تکرار کنیم. قبلن هم یک بار گفتم که باید افق دیدمان را از احمدی‌نژاد و خطاهای حقیرش بالاتر ببریم و به آینده‌ متفاوتی بیندیشیم. اگر واقع‌بین باشیم، تا مدت نامعلوم از بخش مهمی از مجاری قدرت رسمی و حتی صدای عرصه عمومی محروم شده‌ایم ولی در عوض تلاش کنیم تا این تهدید را به فرصتی برای خودسازی انقلابی تبدیل کنیم. البته من به خودم امید می‌دهم که موسوی و باقی‌مانده رهبران “جنبش طبقه متوسط” به موازات بازی فرسایش (War of Attrition) بازی چانه‌زنی (Bargaining) را هم دنبال کنند و سعی کنند برای یک حزب غیررسمی ولی مصمم و خودآگاه 15میلیونی امتیازات مهمی را کسب کنند و جلوی حذف کامل اصلاح‌طلبان از عرصه عمومی را بگیرند (و در واقع حتی تریبون‌های جدیدی به دست بیاورند). علی‌الحساب پیش‌نهاد مشخص من تمرکز بر خواندن و ترجمه و به اشتراک گذاشتن متن‌های قوی است که به کار روحیه دادن به دوستان داخل و تقویت و تعمیق گفتمان جدید می‌آید. این یک پروژه عظیم به شیوه پردازش توزیع‌شده است که باز در موردش جداگانه حرف می‌زنیم. منبع گزارش به خاک ایران »

environment regulation in Iran حقوق محیط زیست در ایران

می 27, 2009 by itsociety

This post gathers and describes environment regulation in Iran. All legal references for governance of environment.

در كشور ما همزمان باتوسعه حقوق بين‌الملل در سطح بين‌المللي ، مساله محيط‌ زيست مطرح شد و با تشكيل سازمان حفاظت محيط ‌زيست در سال 1350 (يعني يكسال پيش از تشكيل كنفرانس استكهلم) موضوع محيط‌ زيست در حيطه قانونگذاري كشور رعايت شد.(منبع)

همه قوانین محیط زیستی ایران در وبگاه سازمان محیط زیست آمده است. فهرست موضوعی این قوانین و مقررات در شش بخش قرار می گیرد و شامل بخشهاي زير ميشود:

1- قوانین 2– شوراها 3- آیین نامه ها و مصوبات هیات وزیران 4– مصوبات شورایعالی محیط زیست در زمینه محیط زیست انسانی و طبیعی 5– ضوابط و دستورالعملهای مصوب سازمان 6- آراي وحدت رویه هیأت های عمومی دیوانعالی کشور و دیوان عدالت اداری

اصول قانونی درباره محیط زیست:

- اصول قانون اساسی مرتبط با محیط زیست (منبع):
استوار كردن اقتصاد كشور براي تأمين نيازهاي اساسي مردم از جمله خوراك، بهداشت و درمان و نيز ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاي انسان در جريان رشد با حفظ آزادگي او و تأكيد بر افزايش توليدات كشاورزي، دامي و صنعتي ( اصل 34 و بندهاي 1 و 9)
حمايت از مالكيت در بخشهاي دولتي، تعاوني و خصوصي تا جايي كه موجب رشد و توسعه اقتصادي كشور گردد و مايه زيان جامعه نشود (اصل 44)
اداره انفال از جمله معادن، درياها، درياچه ها، رودخانه ها و ساير آب هاي عمومي، جنگلها و بيشه هاي طبيعي، بر طبق مصالح عامه (اصل 54)
ممنوع بودن سلب امكان كسب و كار از ديگري به عنوان اعمال مالكيت نسبت به كسب و كار خود (اصل 64)
حفظ حقوق عمومي و گسترش و اجراي عدالت توسط دادگاههاي دادگستري (اصل 16)
پشتيباني از حقوق فردي و اجتماعي و تحقق بخشيدن به عدالت، احياي حقوق عامه و گسترش عدل و آزادي هاي مشروع و نظارت بر حسن اجراي قوانين، كشف جرم و تعقيب و مجازات و تعزير مجرمين و اقدام مناسب براي پيشگيري از وقوع جرم از سوي قوه قضاييه (اصل 651 و بندهاي 2، 3، 4 و 5).

 - اصل پنجاهم قانون اساسی : «در جمهوري اسلامي، حفاظت محيط زيست كه نسل امروز و نسل هاي بعد بايد در آن حيات اجتماعي رو به رشدي داشته باشند، وظيفه عمومي تلقي مي گردد. از اين رو فعاليت هاي اقتصادي و غير آن كه با آلودگي محيط زيست يا تخريب غير قابل جبران آن ملازمه پيدا كند، ممنوع است».

- چند قانون مهم در زمینه حفاظت محیط زیست عبارتند از (منبع و منبع ):
قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست (مصوب 28 خرداد 1353 و اصلاحيه 1371/8/24 )
قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب 3/2/74.
قانون شکار و صید مصوب 16/3/84 با اصلاحات بعدی.
قانون حفاظت و بهره برداری از منابع آبزی جمهوری اسلامی مصوب 14/6/74.
قانون حفظ و حمایت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی کشور مصوب 5/7/71.
فصل بيست و پنجم و ماده 690 از فصل بيست و ششم از قانون مجازات اسلامي مصوب 3/2/1375

چند نکته حقوقی و قانونی :

- اگر قضات، مفاد اين تصويب نامه ها و آيين نامهاي دولتي را در مخالفت با تأمين هدف اصلي يعني حفاظت از محيط زيست كه در قانون اساسي مورد تصريح قرار گرفته است، بيابند طبق اصل 170 قانون اساسي موظفند تا از اجراي آن مقررات خودداري كنند.
همچنین در صورت بروز واقعه اي كه حكم آن در قوانين مزبور بيان نشده يا مفاد آنها داراي اجمال، ابهام، نقص و تناقض باشند، قضات مي توانند بنا به تجويز اصل 167 قانون اساسي و ماده 3 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور مدني مصوب 1379، با استناد به منابع معتبر اسلامي، فتاوي معتبر و اصول حقوقي، با تخريب و آلودگي محيط زيست مقابله كنند.
همچنين رعايت و استعمال قواعد فقهي چون قاعده هاي «لا ضرر» و «من له الغنم» (به ضم غين و سكون نون، طبق اين قاعده هر كه از چيزي فايده مي برد بايد جبران خسارات وارده از ناحيه آن را بر عهده گيرد) نيز به اين منظور كارگشا خواهد بود. (منبع)

 - در کنار اين قوانين مجموعه‌اي گسترده مشتمل بر 20 معاهده بين‌المللي نیز وجود دارد که مديريت بين‌المللي برخي امور زيست محيطي را نيز پايه‌ريزي و جمهوري اسلامي ايران تقريبا همه اين معاهدات را تصويب کرده است. سازمان حفاظت محیط زیست ایران، مسئوليت پيگيري اجرا و نظارت بر اجراي آنها (هم معاهده ها و هم اصل پنجاهم) را به عنوان مرجع ملي، بر عهده دارد. (منبع):

- آيين نامه اجرايي قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست مرجع اصل پنجاه تلقی میشود.

- ماده 3-122 لایحه قانون آئین دادرسی کیفری که در جهت رفع محدودیت های حاصل از قوانین سنتی برای شکایت از مباشرین جرایم محیط زیستی پیش بینی شده بود  از لایحه مذکور در دولت حذف شده است. (منبع: سخنگوی وقت قوه قضائیه در همايش حقوق بشر و محيط زيست )*

- اگر در قانون جزا جرم و مجازات به صراحت مشخص نشود (اصل قانونی بودن جرم و مجازات) بنابراین مجرم نداریم و تنها متخلف اداری داریم. شاید به دلیل در همایش حقوق بشر و محیط زیست، دکتر کوشا به نهی جرم زدایی جرایم زیست محیطی پرداخته اند.

- در قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست صحبت از شورايي به ميان آمده است که وظيفه تصميم گيري هاي مهم در زمينه حفاظت محيط زيست را دارد. تعيين حد و حدود مناطق حفاظت شده، تعيين مقررات و ضوابط زيست محيطي براي بهره برداري از مناطق و… طبق قانون بر عهده اين شوراي عالي گذاشته شده است. (منبع)

- « كميته ملي توسعه پايدار » به هماهنگي در پيشبرد برنامه هاي توسعه پايدار در ابعاد عملياتي و اجرايي بين دستگاههاي مختلف می پردازد(منبع). شاید یکی از مراجعی که به لحاظ حقوقی میتواند به آن شکایت برد این سازمان باشد. در حالت کلی در مواردی که شاکی خصوصی در کار نباشد دادستان کل مرجع شکایت است.

- در اداره کل حفاظت محیط زیست خراسان رضوی «فرم درخواست و پیگیری شکواییات» وجود دارد.

- انجمن ارزيابي محيط زيست ايران به منظور ايجاد زمينه دستيابي به توسعه پايدار و حفظ و حراست سيستماتيک از محيط زيست کشور در تاريخ 18 شهريور 1382 فعاليت خود را آغاز نمود، میتواند مرجع اعلام دادخواهی تلقی شود.

- کتابهای مجموعه قوانین و مقررات محیط زیست و حقوق محیط زیست و قوه قضائیه، مجموعه مقالات نخستین همایش حقوق محیط زیست ایران، خرداد 1382میتوانند مراجعی برای موضوع «حقوق محیط زیست» در ایران باشند.

*) سخنگوی وقت قوه قضائیه در این همایش از قربانیان جرایم زیست محیطی با وصف قربانیان خاموش یاد میکند

Environment Dossier پرونده زيست محيطي

می 16, 2009 by itsociety

This post is written in two languages; English and Farsi.

I think there are following steps (6 steps) for this work (environment dossier/ Recording refusals of article 50th of constitutional low). Three extents should be devise to forming this work; Environment, Law, and ICT. After the environment extent provides some preliminaries, legal documentation should be done for recording or pursuing. Also how could be go it on by ICT; How could do it by ICT or decrease some problems by it. (It can be accessible or doing in http://greenblog.ir/ an Iranian website for  aggregation of environmental weblogs).

1-Detection: Detecting a destruction of environment.
2-Evaluation : is it true of false

3-Cognition the problem: which indefinite/definite Governmental Org/Private Org/Persons is persisted
4-Recording Documentation: for recording destructions
5-Legal Documentation: which precept is issued form a Gov. Org, is it about article 50th or not. is it a rejection , refusal , rebuttal , rebuff , exception , disproof , disavowal , denial , veto, which one?!
6-Juridical pursuit: public alarm, protest

(If every above steps is done, is valuable).

Please comment about:

1-about your idea for doing this work.is it possible or not/valuable/important, the recording is not important, it is costly, there is not any tendency.
2-When we can accept the refusal is occurred? what are the criterion?
3-What document is needed?
4-How can be prepare the documents? by webloggers/native people , whatching
5-Which important things exist that I forget them?
6-Have you got any references for these works?

Translated to Farsi برگردان به فارسي:

من گام هاي چنين كاري را (ثبت موارد نقض اصل پنجاهم به كمك ICT يا پرونده محيط زيستي ايران ) به قرار زير ميبينم(6 گام زير). سه حوزه محيط زيست، حقوق و ICT براي شكل دادن به اين كار درگيرند. پس از آنكه مقدمات بكمك حوزه محيط زيست آماده شود،موضوع آماده سازي مستندات حقوقي مطرح است تا براي ثبت و پيگيري قابل استناد باشد. نيز اينكه چگونه مي‌توان اين كار را بكمك ICT پيش برد. يعني همه اين مراحل را ICT اي كرد يا به كمك ICT مشكلات هر مرحله را كاهش داد. (كه ميتواند از راه وبگاه http://Greenblog.ir هم انجام شود)

1-    كشف: پيدا كردن يك تخريب محيط زيستي

2-    شناسايي درستي/نادرستي پديده كشف شده: آيا موضوع صحت دارد يا نه به اشتباه برداشت شده است و چنين چيزي اصلا  دركار نبوده است

3-   شناختن سرمنشا مشكل : چه سازماني دولتي/شركت خصوصي/فرد مشخص يا نامشخصي، دست اندكار بوده است،

4-    آماده‌سازي مستندات/مقدمات زيست محيطي: براي ثبت درست تخريب رخ داده

5-    آماده‌سازي مستندات/مقدمات حقوقي : آيا حكمي توسط نهاد دولتي صادر شده است، مقصر  درنيافتني/دست نيافتني/ناگفتني است، پذيرش نقض قانون در رخداد اتفاق افتاده، پديده مصداق نقض اصل پنجاهم قانون اساسي بوده است/نبوده است

6-   پيگيري حقوقي : مانند اعتراض، طرح شكايت، اعلام همگاني

7-   

(هر كدام از گام هاي بالا (تا هر مرحله اي) انجام شود ارزشمند است.)

لطفا درباره موارد زير نظر دهيد:

1-    نظر شما درباره چنين كاري چيست؟ شدني/نشدني، بي ارزش، كم اهميت، مشكل ثبت نيست، اشكال قانوني داريم، تمايل به كمك ندارم، هزينه بالايي دارد، …

2-    چه زمان مي‌توان گفت نقض قانون رخ داده است؟ هر خسارتي به محيط زيست نقض قانون است، جبران پذير بودن/ نبودن خسارت ملاك است، 

3-    چه مستندات اوليه اي براي آغاز لازم است؟ اجماع چند وبلاگ نويس، حوزه حقوق بايد اعلام كند، تقريبا مشخص است وقتي پاي دولت در ميان باشد 

4-    چگونه ميتوان اين مستندات را آماده كرد؟ دست غير دولتي‌ها كوتاه است، با مشاهده ميداني، توسط خود وبلاگ نويسان/افراد محلي/

5-    چه موضوع ديگري مهم است كه به ذهن من نرسيده است و شما ميدانيد؟

6-    نمونه اي از چنين كارهايي سراغ داريد به بنده اطلاع دهيد

لطفا درباره موارد زير نظر دهيد:

1-    نظر شما درباره چنين كاري چيست؟ شدني/نشدني، بي ارزش، كم اهميت، مشكل ثبت نيست، اشكال قانوني داريم، تمايل به كمك ندارم، هزينه بالايي دارد، …

2-    چه زمان مي‌توان گفت نقض قانون رخ داده است؟ هر خسارتي به محيط زيست نقض قانون است، جبران پذير بودن/ نبودن خسارت ملاك است، 

3-    چه مستندات اوليه اي براي آغاز لازم است؟ اجماع چند وبلاگ نويس، حوزه حقوق بايد اعلام كند، تقريبا مشخص است وقتي پاي دولت در ميان باشد 

4-    چگونه ميتوان اين مستندات را آماده كرد؟ دست غير دولتي‌ها كوتاه است، با مشاهده ميداني، توسط خود وبلاگ نويسان/افراد محلي/

5-    چه موضوع ديگري مهم است كه به ذهن من نرسيده است و شما ميدانيد؟

6-    نمونه اي از چنين كارهايي سراغ داريد به بنده اطلاع دهيد

Environment Profile

می 10, 2009 by itsociety

In Iran the government with a mask of development, destruct natural environment. On the other hand, there is an axiom (Article 50th of constitutional low*) about natural environment that no one can’t destruct environment**. Because of lower developed civil society in Iran, public don’t pursuit the environment news and NGOs/elites could not protest too.

Dr. Syamak Moattari (a constituent member of Green front of Iran) in his post says in previous years, a group of  members of the Green Peace of Iran read newsletters and gather environmental news and present to a university teacher and a lower (member of constituency), and then as a report send to legal references. He offers a team weblog that blogs about “reversal of principle 50th of constitutional low” . He says if this work is done regularly, it can be send to public, president, and other governmental persons. Mr. darvish blogs that with this opinion they can provide some documents for researchers, socialists, lawyers, and also confidence alarm to government that engage in environment.

This solution for such problem is not sufficient and efficient . I didn’t search completely but as Darvish says, bloggers don’t compliant this idea apparently. Every blogger write in his/her weblog (writing in two blogs is not necessary) and a blog is not a legal reference at nature.

I devise a method or a plan to help them. But the important thing in this scenario is true recording and the violations should be accepted by legal references. Recording of all environment violations as an assessment, can be reference, create voice, document. I want to register all violations whatever dependent to public less perceptions (to know what we must not do) or dependent to government (to know what they must not do). I name it environment profile to gain sustainable development.

ادامه مطلب »

سنجش جامعه اطلاعاتي – شاخص‌هاي توسعه ICT

مارس 14, 2009 by itsociety

به تازگي ITU انديس توسعه ICT تازه خود را منتشر كرده است كه در آن 11 شاخص ICT را در 154 كشور با مقايسه 2002 تا 2007 اندازه گيري شده است. ايران در رده 78 ام قرار دارد. در سال 2002 در رده 92 ام بوده. چارچوب نظري شان در فرآيند تكاملي كشورها براي رسيدن به جامعه اطلاعاتي، بر پايه مدل 3 مرحله‌اي زير بوده است:

3stage1

 

گام 1- آمادگي ICT ،بازتابي از سطح زيرساخت‌هاي شبكه‌اي و دسترسي به ICT

گام 2- قوت ICT ، بازتاب سطح استفاده از ICT در جامعه

گام 3- تاثير ICT ، بازتاب نتايج كاربرد كارآمد و قابل اجراي ICT

11 شاخص سنجيده شده در IDI به همراه درصد هر شاخص و وزن هر فاكتور

 idi

1- چارچوب‌هاي نظري ديگري هم وجود دارد كه بهتر از اين مدل سنتي ميتوانند بكار روند.

2- موضوع دسترسي با اينترنت موبايلي فاكتور مهمي براي سنجش بوده

3- شكاف ديجيتالي ميان برخي كشورهاي بالا در IDI با سطوح پايين آن، اندكي كاهش يافته است كه قسمتي از آن بدليل نفوذ تلفن موبايل بوده است.

4- كشورهاي توسعه يافته سطح بالاتري از كاربرد آي سي تي (ICT use) دارند اما كشورهاي درحال توسعه در طول 5 سال 2002 تا 2007 پيشرفت بيشتري در دسترسي بهICT داشته اند، ولي كاربرد ICT در آنها هنوز كند است – چون يا در دسترس نبوده برايشان يا هزينه بالايي داشته) . گزارش نشان ميدهد پيوند نيرومندي ميان سطح ICT با ميزان درآمد وجود دارد كه شوربختانه پيوندشان هم در زمان رشد دارد.(نقش ICT4D اينجا رو ميشه)

5- گزارش نشان ميدهد كه استفاده از ICT در پي دسترسي به ICT بدست مي آيد.(نقش ICT4D اينجا رو ميشه) كشورهايي كه در سال 2002 IDI بالايي با استفاده از امتياز دسترسي داشتند، در 2007 در مقدار استفاده (كاربرد) ICT بالا هستند.

6- در مقايسه با كاربرد ICT، مهارت ICT جدا از سطح توسعه يافتگي و به يك درجه ميان كشورها توزيع شده است.(نقش وبلاگ هايي كه به وب و كامپيوتر مي پردازند دست كم اينجا رو ميشه)

7- در نبود استفاده فراگير از ICT در برخي كشورهايي، تاثير ICT براشون هنوز ضعيف است. درحاليكه كشورهاي كه سطح مهارتي بالايي دارند (اروپاي غربي و برخي از كشورهاي آسياي مركزي) به سرعت از كاربرد ICT و تاثيرش در توسعه اجتماعي و اقتصادي بهره برداري مي‌كنند.(نقش ICT4D اينجا رو ميشه)

8- چون رشد IDI از سال 2002 تا 2007 براي كشورهاي توسعه نيافته بيش از رشد كشورهاي توسعه يافته بوده، پس شكاف ديجيتالي جهاني ميان اين دوگروه كشورها بايد كم تر شده.

by-dev-level

ولي گويا نه اينجوري نيست. چون در گزارش آمده:

- با توجه به افزايش سطح دسترسي به ICT و افزايش سطح كاربرد آن، كماكان مقدار شكاف ديجيتالي در دوره 5 ساله يكسان مانده است.

9- با توجه به وضعيتي كه ما خودمان داريم ميبينيم در ايران و رتبه اي كه ايران ميان كشورها بدست آورده، معلوم ميشه كه رسيدن به رتبه هاي بالاتر چندان دور از ذهن هم نيست.

10- از بين 3 فاكتور محاسباتي براي اندبس گذاري ، عامل هايي كه در هر حال ميشه بهشون پرداخت تا به جامعه اطلاعاتي نزديك شد يا در واقع در انحصار دولت نيستند، كم هستند مانند سواد، شمار كاربران.ضمن اينكه وزن دسترسي (access)، كاربرد(use) هر كدام دوبرابر وزن مهارت(skill) در نظر گرفته شده.

11- موضوع كاربري كاربران ديده نميشه در فاكتورها. اينكه چقدر آنلاين هستند، چه كاربردهايي براي كاربران مطرح است، اندازه محتواي توليد شده در يك كشور يا توليد محتواي اينترنتي مانند وبلاگ و ميل

12- سواد وبي و چيزهايي مثل اين اصلا در آن مطرح نبوده. چون هيچ كدام از سه فاكتور مهارتي به چنين جستارهايي نمي‌پردازند.

13- وزني كه اينترنت در زندگي آدم ها داره هم با اين فاكتورهايي كه هست نميشه بيان كرد هم من نميفهمم كه چرا جامعه اطلاعاتي را با اينترنت تنها ميسنجند؛ جامعه اي كه ابعاد اطلاعاتي پيدا كرده باشه – برابر كتاب گيدنز-تنها اينترنت نيست كه. تازه خدمات اطلاعاتي، سرويس هاي آنلاين مانند اي-سرويسها كجا سنجيده ميشوند.

14- كشورهايي كه جامعه اطلاعاتي در آنها بالنده شده سطوح ICT ، موازي هم شده اند(هم شيب اند).

15- IDI از ادقام شاخص فرصت ديجيتالي و فرصت ICT اي، بدست آمده است. كه بر خلاف ديگر شاخص‌ها، در اين شاخص ضرايب وزن هر شاخص و زيرشاخص‌هاي آن به صورت آماري محاسبه مي‌شود. كه معيار دقيق‌تري بدست مي‌آورد. معيارهاي زيرساخت‌ها،‌دانش، كيفيت و استفاده واقعي از ICT و توانايي اجرا (affordability) در روش DAI مطرح بوده. DOI بر پايه 11 شاخص مجزا در 3 بخش اصلي فرصت‌ها، زيرساخت‌ها ، كاربردها انديس گذاري ميكرده است. DOI-OI روي ICT هاي سنتي تمركز داشته مانند تلويزيون، تلفن ثابت و آموزش. در TAI به اينكه كشورها چقدر در توليد و كاربري از فنآوري مشاركت دارند توجه ميشده است اينكه مهارت انساني در عصر شبكه اي بنا مي كنند و در انديس گذاري ICT Opportunity به چگالي اطلاعاتي (infodensity) و استفاده بري از اطلاعات(info-use) در گروه هاي شبكه، مهارت، ادراك و شدت استفاده (Intensity of use)

-يعني اينكه اين معيارها رو داشتن و در IDI امسال با درنظر گرفتن آنها چنين شاخص هاي را كه جدول آمده اند را گرفتند. پس بايد پذيرفت كه اين شاخص هاي اندازه گيري، بهتر جامعه اطلاعاتي شدن رو نشون ميدند !

16- پيوند نيرومندي ميان سطوح ICT و هزينه هاي ICT برقرار است. سبد هزينه ICT با اندازه IDI .(سبد هزينه = price basket)

17- در اقتصادهايي با هزينه نسبي پايين سطوح نسبي بالاتري در ICT دارند و اقتصادهايي با هزينه نسبي بالا سطوح نسبي پايين تري در ICT دارند. اين موضوع اهميت سياست گذاران را براي شناسايي هزينه خدمات ICT تاييد مي كند. قرار است در نسخه هاي پسين اين گزارش هزينه توسعه را بر زمان براي كشورها پايش كنند. (نقش ICT4D اينجا رو ميشه باقلوا)

18- ايران به حهت ارزاني هزينه هاي تلفن ثابت، ميان كشورها در رده نخست قرار دارد.

سمينار وبي «برپايي سازمان‌هاي محلي الكترونيكي در ايران»

ژانویه 19, 2009 by itsociety

اين يك سمينار وبلاگي است كه با گذاشتن كامنت، هر كس مي‌تواند بحث را كامل كند (در راستاي موضوع نظر بدهد) يا خود شروع كننده موضوعي تازه باشد. محورهايي كه آورده مي‌شوند براي خط دادن به مخاطب مي‌آيند.

هدف: وجود تشكل‌هاي محلي، سازمان‌هاي مبتني بر جامعه CBOها و سازمان‌هاي مردم نهاد به بازتواني و توانمندسازي مردم مي‌پردازد. به مردم مي‌آموزند كه چگونه چالش‌ها و نيازهاي خود را شناسايي و حل كنند. بايد جامعه محلي به گونه‌اي بازتواني شود كه بتواند امور مربوط به خود را بر عهده گيرد و خود را در كنترل بگيرد.

محورها:

1- انواع خدمات سازمان‌هاي محلي مانند امور بهداشتي، كودكان، مادران، توزيع كالا، ساخت و سازها، اجتماعي، امدادي، بهبود شرايط زندگي

2- روش‌هاي ارايه خدمات

3- روش علاقمند ساختن مردم براي فعاليت اجتماعي و روش درگيرسازي آنها

4- سازمان‌هاي مردم‌نهاد و روابط آنها با مردم محلي

5- روش‌هاي توانمندسازي مبتي بر جامعه

6- ابزارهاي وبي مناسب براي اين پروژه‌ها

7- دستاوردهاي تشكيل سازمان‌هاي محلي الكترونيكي

8- روش‌هاي پياده‌سازي (با 6 فرق دارد)

جهاني را تصور كن

ژانویه 13, 2009 by itsociety

جهاني را تصور كن كه توش همه افراد عضو اين گروه هاي وبي بودند.همه با هم تعامل و مراوده داشتند. همه در آموزش و مشاركت قرار داشتند. كاري را كه در دنياي واقعي نكرديم چون بسترش نبود و ياد هم نگرفتيم، تو دنياي وبي بتونيم انجام بديم. ياد ميگيريم كه تو context باشيم، چي نداريم، چي داريم، چي ميگيم، چي ميگن، چه راه‌هايي هست…

جدول زير را بايد با سرويس/سرويس‌هاي ايجاد شده كامل كرد: (شايد برخي روش‌ها را هم با هم ادغام كردن،جلوه بهتري داشته باشد.)

روش‌هاي همكاري/مشاركت

توضيح

سرويس ايجاد شده

فكر ناگهاني
Brainstorm
سازوكاري براي هماهنگي بين دور افكار و  ايده‌ها ، جمع‌آوري، دسته‌بندي و احيانا ارزيابي

؟

وراجي
Buzz group
جلسه اظهار نظر چند نفر با هم (برخط نه برون خط) راجع به اظهارات يك نفر ديگه در يك جايي. پرسش كردن، بحث كردن، حرف زدن بصورت غير رسمي. سازوكاري كه وقتي يه اتفاقي مي‌افتد بتوان بين دوستان راحت و تعريف شده حرف زد.

؟

بحث و گفت‌و‌گو بصورت افلاين. ولي امكانات مثل دسته بندي، موافق-مخالف، آمار و … داشته باشد كه بتونه بحث رو شكل بده.

IntenseDebate و Disqus

همايش/كنفرانس پنلهاي متخصصان در سمينارها و همايش‌ها كه هر كس ميتواند سوآل‌هاي خود را در آن موضوع ويژه، از اين افراد بپرسد. روي يك موضوع ويژه نظر خبرگان را جويا شدن.

؟

مصاحبه جلسه پرسش و پاسخ با كامنت گذاري، پرسش كردن و با خبر كردن اعضا با ايميل

؟

پژوهشگري با شروع از يك مستند يا وبگاه يا يك ايده و همكاري در تكميل و به نتيجه رساندنش.

WebQuest

پروژه براي مشخص كردن وظايف افراد گروه، گزارش گرفتن، زمان‌بندي در اجراي يك پروژه. با برنامه‌هاي groupware اي.

؟

داستان نويسي راه خلاقانه و جالبي براي داستان نويسي گروهي(همكار). بطوريكه هر كس يك پاراگراف از داستان را بصورت آنلاين مينويسد.

؟

به این فهرست چه چیزهای دیگری می توان افزود؟ به ستون سرویس ها چه؟

بچه ميليون دلاري

نوامبر 19, 2008 by itsociety

وبلاگ یک پزشک در این پست مطلب مهمی آورده بود از نظر من: «سیستم کامنت‌گذاری اجتماعی که IntenseDebate و Disqus شروع کرده‌اند، روز به روز فراگیرتر خواهد شد و وبلاگ‌های بیشتری از آن استفاده خواهند کرد. سیستمی که در آن خوانندگان بتوانند با یک OpenID، کامنت بگذارند، از امکانات اجتماعی استفاده کنند و کامنت‌های خود را به صورت مجتمع در یک جا گردآوری کنند.»

«کامنت‌گذاری تعاملی‌تر: با IntenseDebate و Disqus کامنت‌گذاری اجتماعی‌تری می‌شود، چون هر خواننده می‌تواند،‌مستقیما به کامنت دیگری که در مورد یک پست نوشته شده، پاسخ بدهد، به کامنت‌های جالب امتیاز بدهد و یا از کامنت‌های بی‌کیفیت، امتیاز کم کند. حتی به مرور زمان کامنت‌گذارهای برتر، می‌توانند امتیاز زیادی پیدا کنند.»

ماجرا همین تعاملی شدن است. تبدیل وبلاگ که سازوکار منولوگ داره به سازوکاری دیالوگ. وب2.0 ای شدن خود سیستم کامنت؛ كامنت معمولي كه الان وجود داره خيلي بي ريخت و بي خاصيت هست. نميشه باهاش بحث راه انداخت. چون بر اساس زمان مرتب مي كنه. نمي تونه اونهايي رو كه به هم مربوطه كنار هم بزاره. نميشه جواب يك نفر خاص رو داد، اون هم جواب چند نفر رو بده! و … نميشه نتيجه گيري و آمار مخالفين و موافقين رو داد و … به جهت و راستاي بحث كمكي نميكنن و … و از همه مهم تر بايد بشه كه هر كس از تو وبلاگ خودش (با نوشتن پست) تو بحث شركت كنه. من اين ها را نيازهاي حياتي براي تاثيرگذاري دنياي مجازي به دنياي واقعي مي دونم (به ويژه براي جامعه ايران). ظاهرن داره شكل ميگيره ديگه و روز به روز فراگیرتر خواهند شد. (خداييش دوست داشتم توانش رو داشتم خودم اين كار رو ميكردم.خيلي روش فكر كردم.اي كاش …) ای بابا چون وردپرس دات کمی هم هستیم نمیشه ازش استفاده کرد و حالشو برد. ای کاش …

کامنت دوم این پست ( observer)، ای کاش بیشتر می گفت.ای کاش…

انقلاب نتبوك ها

نوامبر 15, 2008 by itsociety

وبلاگ مزيدي موضوع جديدي را شروع كرده:«انقلاب نتبوك ها»من هم سعي كردم مطلب را تكميل كنم:

موضوع اين نتبوك هاي جديد، بحث دسترسي‌ها ست نه فنآوري. دسترسي به محتوا، از سرويس‌هاي google و facebook و Wikipedia تا اتفاقي كه در زلزله 2008 چين افتاد. هنوز 5 ميليارد نفر در دنيا باقي ماندند كه از دسترسي به اينترنت محرومند. موضوع متصل كردن به اينترنت است.(اين پست هم همين را گفته)

محدوديت‌هايي كه در اين رابطه مطرح اند مثل فنآوري مناسب، برق، ارتباطات، جغرافيا، سواد، جنسيت، فقر، خود افراد(انسان شناسي). هر كدام از اين تفاوت‌ها، چالش‌هاي بسياري را نيز در حوزه ICT4D بوجود مي‌آورند؛ روستاهاي فقير، ارتباطات ضعيف (communication-starved areas)، سواد پايين، محروميت‌هاي جنسيتي، فقدان برق، محدوديت‌هاي اقليمي يا جغرافيايي ، شكاف ديجيتالي را تشديد مي‌كنند.

 بنابراين براي رفع محروميت‌ها نياز به  نوآوري در حوزه‌هاي گوناگون است ازجمله در ارتباطات، برق و ترمينال ها ( 5٪ روستاييان افريقا تا كنون از طريق PC به اينترنت متصل شده اند-  در sub-sarahan افريقا 15٪ روستاييان به برق دسترسي دارند – براي جوامع محروم ارتباطات بي‌سيم اولويت دارد از موبايل و wimax تا wifi و vsat )

در مقايسه با ديگر تجهيزات مثل راديو و لپ تاپ، موبايل ها بهترين وسيله براي كار در اين محدوديت‌ها و پركردن شكاف ديجيتالي اند. ارزان اند، باتري اي اند، قابل حمل اند،ارتباطات صدا و متن را دارند، دوطرفه اند، پوشش شبكه‌اي بالايي دارند، ولي كاملا برنامه پذيرنيستند، همه شبكه هاي بيسيم اي را پشتيباني نمي كنند.

تنها يك راه حل هم براي دسترسي به محتواي ايتنترتي تا به حال مد نظر نبوده است. هر بچه يك لپتاپ (OLPC)، استفاده مجدد از كامپيوترهاي قديمي، گوشي‌هاي تلفن همراه ، تلاش‌هايي فني‌اند در اين راستا. و حالا اين نتبوك ها. اين تنبوك هاي نوظهور كه از يك طرف شبيه لپ تاپ ها و PCها اند و از طرف ديگر شبيه موبايل‌هايند، مي توانند به عنوان وسيله جديد كم هزينه و كم توان كه قابليت ارتباط با محتوا و Collaborative Software را دارااند، تحقق دهنده «رسانه – ميانجي – جامعه اطلاعاتي» باشند.

همه اينها دست كم در پارادايم اقتصادي جامعه شبكه اي توجيه پذيرند؛ جاييكه شبكه، محتوا و سرويس ها نقش كليدي براي موج فعلي 2.0 ايفا مي كنند، فقدان ارتباط يعني چه؟!

بحثي كه رو چند پست وبلاگ مزيدي راه افتاده خيلي جالب است. مثل اين كامنت و اين يكي و اين.