بسياري از پروژههاي e-development -آنهايي كه از ICT براي توسعه اجتماعي-اقتصادي بهره ميبرند-تاكيدبسيار زيادي بر فنآوري ميكنند. اما اين اشتباه است. فنآوري ميبايد در متن خودش فهميده شود: تصوير زير مدل حلقه پياز را نشان ميدهد:
چهار درس اصلي از اين مدل براي e-development وجود دارد:
1- اطلاعات در قلب مدل قرار دارد: براي درك نقش ICT در توسعه، يك نقطه شروع درك نقش اطلاعات است و پس از آن فنآوري. («زنجيره اطلاعات» ساختار اين مدل را كامل ميكند)
2- همه فنآوريها كه با اطلاعات كار ميكنند را در بر دارد: بسياري از سيستمهاي اطلاعاتي در زندگي مردم هنوز بر فنآوريهاي غير ديجيتال متكي اند. بسياري از آنها هم غير رسمي اند. (همه فنآوريهاي ديجيتال در شكل نيامده است)
3- سيستمهاي اطلاعاتي نه فنآوريهاي اطلاعاتي ارزش افزوده ميآفرينند: فنآوري اطلاعات تنها يك جعبه به درد نخور گوشه اتاق است تا وقتي كه آنچه آنرا سيستم اطلاعاتي ميكند، به آن افزوده شود؛ اطلاعات براي بكاربردن، افراد براي كار كردن با آن، فرآيندها براي كمك و همكاري در آن.
4- سيستمهاي اطلاعاتي در يك بافت قرار ميگيرند: سيستمهاي اطلاعاتي درختاني اند كه ريشه در خاك سازمانها، نهادها و محيط سياسي، اقتصادي، فرهنگي دارند. دو نكته هم در اينجا قابل برداشت است:
الف) بافت بايد ارزيابي شود
بسياري از e-dev ها به دليل فاكتورهاي بافتي شكست ميخورند: محدوديتهاي قانوني و حقوقي، الزامات اقتصادي و زيرساختي، فاكورهاي فرهنگي و فراي اينها سياست. مسووليت در نظر نگرفتن بافت در پروژهها بر عهده پيشنهاد دهنده، طراح و پيادهسازي كننده است.
ب) نميتوان راهحلهاي e-devرا تنها كپي برداري كرد
اگر شما در ختي را از ريشه جدا كنيد و در خاك ديگري فرو بريد نتيجه اش قابل پيشبيني است؛ يك پيوند شكست خورده. يعني تنها با كشاندن راهحلهاي يك بافت به جاي ديگري نميتوان گمان كرد كه در بافت ديگر هم آن راهحل جواب دهد. هر بافتي با ديگري تفاوت دارد و ميبايد روي هماهنگي بافت و سيستم كار شود. براي مثال كاري كه در بخش خصوصي انجام بگيرد ممكن است در بخش همگاني يا NGO كار نكند. سفارشي كردن (Customised) ، محصولات آماده (off the shelf) نيست و همساز كردن (Adapt) اقتباس كردن (Adopt) نيست.
منبع Richard Heeks


