بسياري از هواداران جنبش سبز در فضاي مجازي، افزون بر فضاي امنيتي عامل ديگري را هم در عدم موفقيت خودنمايي جنبش سبز مطرح كرده اند كه يكي از آنها «اسب تروا» است. به باور بسياري از معترضان جنبش اين طرح اشتباه بود.
اما همين اشتباه خواندن، اشباه است. در اين جنبش برپايه ماهيت شبكه اي و غير متمركز خود، همه ميتوانند نظر دهند و همه ميتوانند سهيم باشند. پس دادن چنين ايده اي نه تنها اشكالي نداشت كه بسيار هم خوب بود. اما چرا پيش از اين روز، اين ايده نقد نشد؟! موضوع اين است. نه مطرح شدن يك ايده شايد خام. كساني كه از آن ايراد گرفتند بايد پيش از اجرا خودشان بهش فكر ميكردند. مقايسه ميكردند. چكش كاري اش ميكردند. اتفاقا همين كه ازميان ديگر ايده ها «اسب تروا» برگزيده شد نشان از پذيرش آن درمقايسه با ديگر ايده ها داشته. چرا كسانيكه پس از شكست بهش ايراد ميگيرند، پيش از اجرا چيزي به ذهنشان نرسيده؟! به ذهن هيچ كس نرسيده چگونه ميخواهيم به ذهن يك نفر رسيده باشد؟ بايد منتقدان كنوني پيش از شكست درباره آن نقد ميكردند.
اينكه ما فكر كنيم كه كسي يا كساني براي مان فكر كنند و تصميم بگيرند يعني داشتن رهبر- كه تازه بايد كاريزما هم باشد- و اين يعني اينكه نميخواهيم شبكه اي باشد. بايد بپذيريم كه همه مسووليم. شبكهاي رفتار كردن خطا دارد. خطا دارد اما هيچگاه هم نميخوابد.
در همين باره :
فوریه 17, 2010 در 12:29 ب.ظ. |
من طنز مینویسم . شاید خوشت بیاد .