آنروز كه به ادبيات خود اصلاح طلبان «كودتاي شوراي نگهبان» عليه مجلس هفتم با رد صلاحيت ها رخ داد بايد ميدانستيم كه اين قصه سر دراز دارد. تا حالا كه كودتا عليه جمهوريت انجام شد و به گفته كروبي اين تازه اول ماجراست. ديكتاتوري تمومي ندارد. «شب عاقبت شب شد». به نظر من اين چهار سال (به فرض تغيير نكردن نتيجه) با ترور، خون ريزي ، دستگيري فعالان اجتماعي و سياسي و سركوب شديد پيگيري خواهد شد. پس اين داستان ادامه دارد اگر ما توده مردم، روشنفكران ، فعالان، باز هم مثل آدم هاي گول و منگ به اطراف خود نگاه كنبم. اين پستهاي شور و شر هم همين را گفته. در برابر اتفاق افتاده با فرمول نااميدي، اگر واكنشي نداشته باشيم اين رويه دراين مملكت پيش ميرود و پيش ميرود.
در مورد انتخابات سخن هاي بسياري گفته شده است و از اين پس هم بيشتر گفته خواهد شد. اما آيا ميتوانيم از اين تبيين ها و ناله ها و … آنرا بصورت يك مساله اجتماعي و قابل تعريف در آوريم. به تعريف يك «مساله» برسيم. و سپس براي آن راه حل پيدا كنيم كه ديگر چنين رخدادي به اين سادگي انجام نگيرد. بايد بتوانيم اين مساله را به سطوح مختلف افراز كنيم. هر لايه را تعريف كنيم و براي آن راهكار بيابيم. آنگاه ميتوان براي آن راه حل پيدا كرد. دست بسته نبود، مايوس و نااميد به كناري ننشست و رخوت پيشه كرد. شب از جايي شروع ميشه كه تو چشماتو ميبندي. نگاه كنيم به پست ها .دقيقن دست روي همين موضوع گذاشته اند. يعني نميتوان از اين كپهاي ديدن خارج شد؟
بايد ببينيم چرا دو نفر اينقدر با هم تفاوت نظر دارند. من واقعن نميفهمم چرا كسي رفته بهش راي داده. درك نميكنم. چرا بين ما بايد اين فاصله ها ايجاد شده باشد، ناغافل شكست بخوريم. (مثل اين پست )
« متاسفانه حدس میزنم دو قطبی حاضر در آینده هم با همین شدت ادامه پیدا کند و تعمیق پیدا کند. یک نقطه ضعف ما این است که هنوز نمیتوانیم دقیقن بفهمیم که چه شد که میلیونها آدم (بگویید 15 میلیون) بعد از چهار سال از رفتارهای احمدینژاد روگردان “نشدند” و مجددن به او رای دادند. این یکی از اولویتهای شخصی خود من است تا سعی کنم ریشههای این موضوع را درک کنم. اعتراف میکنم که هیچ رقم نمیتوانم آنچیزی که در ذهن طبقه شهری که به او رای دادند میگذرد را درک کنم. دقت داریم که کسب رای تودهای توسط کسانی از این جنس تجربه جدیدی و افتخارآمیزی در دنیا نیست. شبیه به احمدینژاد را در تاریخ زیاد داشتهایم. خوان پرون (و معشوقه و همدستش اوا پرون) آرژانتین یکی از آنها است. این را میگویم تا روشن کنم تا رای احمدینژاد میتواند نشان از هیچ نکته مثبتی در شخصیت خود او نباشد. منبع گزارش به خاک ایران»
چرا ميتوانند كودتاي مخملي كنند و هيچ كاري نشه كرد. بايد بتوان اين موضوع را بصورت يك مساله خوش تعريف ببينيم. بايد بتوانيم آنرا لايه بندي كنيم و نقش خود را در حل آن پيدا كنيم. ما چه بايد بكنيم ، چه بايد بكنيم حالا، چه بايد بكنيم از اين پس؛ مطالعه سياسي، شعارنويسي شبانه، ميل نويسي گروهي، عضويت در احزاب، پيگيري اخبار، آگاهي رساني، بحث با مخالف ها، دعوا ، فرار به خارج، مرگ، خفخون گرفتن، نااميد شدن، … اگر اين چهار سال چهارسال ها فعال تر بوديم اين خاك بر سرمون نمي اومد. براي بيداري/رشد/… جامعه چه كاري ميتوان كرد؟
« کار مهمی که ما الان باید بکنیم حفظ این اتحاد و روحیه برای اندیشیدن به آینده ایران و کمک به مردم داخل است. من منتظر کلیپهای جدیدی هستم که بگوییم “رای دادیم و فعلن نشده است (یا نگذاشتندهاند بشود). حالا قدم بعدی چیست؟”
ما متاسفانه چهار سال اول احمدینژاد را که فرصت طلایی برای خلق گفتمان عمومی جدید و تاثیرگذار بود را از دست دادهایم و عمده انرژی ذهنیمان در حد کاریکاتورهای او و داستانهای هاله نورش و حکایتهای تکراری از سوتیهای دور و بریهایش تلف شد. این بار نباید اشتباه سالهای قبل را تکرار کنیم. قبلن هم یک بار گفتم که باید افق دیدمان را از احمدینژاد و خطاهای حقیرش بالاتر ببریم و به آینده متفاوتی بیندیشیم. اگر واقعبین باشیم، تا مدت نامعلوم از بخش مهمی از مجاری قدرت رسمی و حتی صدای عرصه عمومی محروم شدهایم ولی در عوض تلاش کنیم تا این تهدید را به فرصتی برای خودسازی انقلابی تبدیل کنیم. البته من به خودم امید میدهم که موسوی و باقیمانده رهبران “جنبش طبقه متوسط” به موازات بازی فرسایش (War of Attrition) بازی چانهزنی (Bargaining) را هم دنبال کنند و سعی کنند برای یک حزب غیررسمی ولی مصمم و خودآگاه 15میلیونی امتیازات مهمی را کسب کنند و جلوی حذف کامل اصلاحطلبان از عرصه عمومی را بگیرند (و در واقع حتی تریبونهای جدیدی به دست بیاورند). علیالحساب پیشنهاد مشخص من تمرکز بر خواندن و ترجمه و به اشتراک گذاشتن متنهای قوی است که به کار روحیه دادن به دوستان داخل و تقویت و تعمیق گفتمان جدید میآید. این یک پروژه عظیم به شیوه پردازش توزیعشده است که باز در موردش جداگانه حرف میزنیم. منبع گزارش به خاک ایران »




