Archive for the ‘ICT’ Category

تعريف مساله

ژوئن 27, 2009

آنروز كه به ادبيات خود اصلاح طلبان «كودتاي شوراي نگهبان» عليه مجلس هفتم با رد صلاحيت ها رخ داد بايد ميدانستيم كه اين قصه سر دراز دارد. تا حالا كه كودتا عليه جمهوريت انجام شد و به گفته كروبي اين تازه اول ماجراست. ديكتاتوري تمومي ندارد. «شب عاقبت شب شد». به نظر من اين چهار سال (به فرض تغيير نكردن نتيجه) با ترور، خون ريزي ، دستگيري فعالان اجتماعي و سياسي و سركوب شديد پيگيري خواهد شد. پس اين داستان ادامه دارد اگر ما توده مردم، روشنفكران ، فعالان، باز هم مثل آدم هاي گول و منگ به اطراف خود نگاه كنبم. اين پستهاي شور و شر هم همين را گفته. در برابر اتفاق افتاده با فرمول نااميدي، اگر واكنشي نداشته باشيم اين رويه دراين مملكت پيش ميرود و پيش ميرود.

 در مورد انتخابات سخن هاي بسياري گفته شده است و از اين پس هم بيشتر گفته خواهد شد. اما آيا ميتوانيم از اين تبيين ها و ناله ها و … آنرا بصورت يك مساله اجتماعي و قابل تعريف در آوريم. به تعريف يك «مساله» برسيم. و سپس براي آن راه حل پيدا كنيم كه ديگر چنين رخدادي به اين سادگي انجام نگيرد. بايد بتوانيم اين مساله را به سطوح مختلف افراز كنيم. هر لايه را تعريف كنيم و براي آن راه‌كار بيابيم. آنگاه ميتوان براي آن راه حل پيدا كرد. دست بسته نبود، مايوس و نااميد به كناري ننشست و رخوت پيشه كرد. شب از جايي شروع ميشه كه تو چشماتو ميبندي. نگاه كنيم به پست ها .دقيقن دست روي همين موضوع گذاشته اند. يعني نميتوان از اين كپه‌اي ديدن خارج شد؟

بايد ببينيم چرا دو نفر اينقدر با هم تفاوت نظر دارند. من واقعن نميفهمم چرا كسي رفته بهش راي داده. درك نميكنم. چرا بين ما بايد اين فاصله ها ايجاد شده باشد، ناغافل شكست بخوريم. (مثل اين پست

« متاسفانه حدس می‌زنم دو قطبی حاضر در آینده هم با همین شدت ادامه پیدا کند و تعمیق پیدا کند. یک نقطه ضعف ما این است که هنوز نمی‌توانیم دقیقن بفهمیم که چه شد که میلیون‌ها آدم (بگویید 15 میلیون) بعد از چهار سال از رفتارهای احمدی‌نژاد روگردان “نشدند” و مجددن به او رای دادند. این یکی از اولویت‌های شخصی خود من است تا سعی کنم ریشه‌های این موضوع را درک کنم. اعتراف می‌کنم که هیچ رقم نمی‌توانم آن‌چیزی که در ذهن طبقه شهری که به او رای دادند می‌گذرد را درک کنم. دقت داریم که کسب رای توده‌ای توسط کسانی از این جنس تجربه جدیدی و افتخارآمیزی در دنیا نیست. شبیه به احمدی‌نژاد را در تاریخ زیاد داشته‌ایم. خوان پرون (و معشوقه و هم‌دستش اوا پرون) آرژانتین یکی از آن‌ها است. این را می‌گویم تا روشن کنم تا رای احمدی‌نژاد می‌تواند نشان از هیچ نکته مثبتی در شخصیت خود او نباشد. منبع گزارش به خاک ایران»

چرا ميتوانند كودتاي مخملي كنند و هيچ كاري نشه كرد. بايد بتوان اين موضوع را بصورت يك مساله خوش تعريف ببينيم. بايد بتوانيم آنرا لايه بندي كنيم و نقش خود را در حل آن پيدا كنيم. ما چه بايد بكنيم ، چه بايد بكنيم حالا، چه بايد بكنيم از اين پس؛ مطالعه سياسي، شعارنويسي شبانه، ميل نويسي گروهي، عضويت در احزاب، پيگيري اخبار، آگاهي رساني، بحث با مخالف ها، دعوا ، فرار به خارج، مرگ، خفخون گرفتن، نااميد شدن، … اگر اين چهار سال چهارسال ها فعال تر بوديم اين خاك بر سرمون نمي اومد. براي بيداري/رشد/… جامعه چه كاري ميتوان كرد؟

 « کار مهمی که ما الان باید بکنیم حفظ این اتحاد و روحیه برای اندیشیدن به آینده ایران و کمک به مردم داخل است. من منتظر کلیپ‌های جدیدی هستم که بگوییم “رای دادیم و فعلن نشده است (یا نگذاشتنده‌اند بشود). حالا قدم بعدی چیست؟”

ما متاسفانه چهار سال اول احمدی‌نژاد را که فرصت طلایی برای خلق گفتمان عمومی جدید و تاثیرگذار بود را از دست داده‌ایم و عمده انرژی ذهنی‌مان در حد کاریکاتورهای او و داستان‌های هاله نورش و حکایت‌های تکراری از سوتی‌های دور و بری‌هایش تلف شد. این بار نباید اشتباه سال‌های قبل را تکرار کنیم. قبلن هم یک بار گفتم که باید افق دیدمان را از احمدی‌نژاد و خطاهای حقیرش بالاتر ببریم و به آینده‌ متفاوتی بیندیشیم. اگر واقع‌بین باشیم، تا مدت نامعلوم از بخش مهمی از مجاری قدرت رسمی و حتی صدای عرصه عمومی محروم شده‌ایم ولی در عوض تلاش کنیم تا این تهدید را به فرصتی برای خودسازی انقلابی تبدیل کنیم. البته من به خودم امید می‌دهم که موسوی و باقی‌مانده رهبران “جنبش طبقه متوسط” به موازات بازی فرسایش (War of Attrition) بازی چانه‌زنی (Bargaining) را هم دنبال کنند و سعی کنند برای یک حزب غیررسمی ولی مصمم و خودآگاه 15میلیونی امتیازات مهمی را کسب کنند و جلوی حذف کامل اصلاح‌طلبان از عرصه عمومی را بگیرند (و در واقع حتی تریبون‌های جدیدی به دست بیاورند). علی‌الحساب پیش‌نهاد مشخص من تمرکز بر خواندن و ترجمه و به اشتراک گذاشتن متن‌های قوی است که به کار روحیه دادن به دوستان داخل و تقویت و تعمیق گفتمان جدید می‌آید. این یک پروژه عظیم به شیوه پردازش توزیع‌شده است که باز در موردش جداگانه حرف می‌زنیم. منبع گزارش به خاک ایران »

سنجش جامعه اطلاعاتي – شاخص‌هاي توسعه ICT

مارس 14, 2009

به تازگي ITU انديس توسعه ICT تازه خود را منتشر كرده است كه در آن 11 شاخص ICT را در 154 كشور با مقايسه 2002 تا 2007 اندازه گيري شده است. ايران در رده 78 ام قرار دارد. در سال 2002 در رده 92 ام بوده. چارچوب نظري شان در فرآيند تكاملي كشورها براي رسيدن به جامعه اطلاعاتي، بر پايه مدل 3 مرحله‌اي زير بوده است:

3stage1

 

گام 1- آمادگي ICT ،بازتابي از سطح زيرساخت‌هاي شبكه‌اي و دسترسي به ICT

گام 2- قوت ICT ، بازتاب سطح استفاده از ICT در جامعه

گام 3- تاثير ICT ، بازتاب نتايج كاربرد كارآمد و قابل اجراي ICT

11 شاخص سنجيده شده در IDI به همراه درصد هر شاخص و وزن هر فاكتور

 idi

1- چارچوب‌هاي نظري ديگري هم وجود دارد كه بهتر از اين مدل سنتي ميتوانند بكار روند.

2- موضوع دسترسي با اينترنت موبايلي فاكتور مهمي براي سنجش بوده

3- شكاف ديجيتالي ميان برخي كشورهاي بالا در IDI با سطوح پايين آن، اندكي كاهش يافته است كه قسمتي از آن بدليل نفوذ تلفن موبايل بوده است.

4- كشورهاي توسعه يافته سطح بالاتري از كاربرد آي سي تي (ICT use) دارند اما كشورهاي درحال توسعه در طول 5 سال 2002 تا 2007 پيشرفت بيشتري در دسترسي بهICT داشته اند، ولي كاربرد ICT در آنها هنوز كند است – چون يا در دسترس نبوده برايشان يا هزينه بالايي داشته) . گزارش نشان ميدهد پيوند نيرومندي ميان سطح ICT با ميزان درآمد وجود دارد كه شوربختانه پيوندشان هم در زمان رشد دارد.(نقش ICT4D اينجا رو ميشه)

5- گزارش نشان ميدهد كه استفاده از ICT در پي دسترسي به ICT بدست مي آيد.(نقش ICT4D اينجا رو ميشه) كشورهايي كه در سال 2002 IDI بالايي با استفاده از امتياز دسترسي داشتند، در 2007 در مقدار استفاده (كاربرد) ICT بالا هستند.

6- در مقايسه با كاربرد ICT، مهارت ICT جدا از سطح توسعه يافتگي و به يك درجه ميان كشورها توزيع شده است.(نقش وبلاگ هايي كه به وب و كامپيوتر مي پردازند دست كم اينجا رو ميشه)

7- در نبود استفاده فراگير از ICT در برخي كشورهايي، تاثير ICT براشون هنوز ضعيف است. درحاليكه كشورهاي كه سطح مهارتي بالايي دارند (اروپاي غربي و برخي از كشورهاي آسياي مركزي) به سرعت از كاربرد ICT و تاثيرش در توسعه اجتماعي و اقتصادي بهره برداري مي‌كنند.(نقش ICT4D اينجا رو ميشه)

8- چون رشد IDI از سال 2002 تا 2007 براي كشورهاي توسعه نيافته بيش از رشد كشورهاي توسعه يافته بوده، پس شكاف ديجيتالي جهاني ميان اين دوگروه كشورها بايد كم تر شده.

by-dev-level

ولي گويا نه اينجوري نيست. چون در گزارش آمده:

- با توجه به افزايش سطح دسترسي به ICT و افزايش سطح كاربرد آن، كماكان مقدار شكاف ديجيتالي در دوره 5 ساله يكسان مانده است.

9- با توجه به وضعيتي كه ما خودمان داريم ميبينيم در ايران و رتبه اي كه ايران ميان كشورها بدست آورده، معلوم ميشه كه رسيدن به رتبه هاي بالاتر چندان دور از ذهن هم نيست.

10- از بين 3 فاكتور محاسباتي براي اندبس گذاري ، عامل هايي كه در هر حال ميشه بهشون پرداخت تا به جامعه اطلاعاتي نزديك شد يا در واقع در انحصار دولت نيستند، كم هستند مانند سواد، شمار كاربران.ضمن اينكه وزن دسترسي (access)، كاربرد(use) هر كدام دوبرابر وزن مهارت(skill) در نظر گرفته شده.

11- موضوع كاربري كاربران ديده نميشه در فاكتورها. اينكه چقدر آنلاين هستند، چه كاربردهايي براي كاربران مطرح است، اندازه محتواي توليد شده در يك كشور يا توليد محتواي اينترنتي مانند وبلاگ و ميل

12- سواد وبي و چيزهايي مثل اين اصلا در آن مطرح نبوده. چون هيچ كدام از سه فاكتور مهارتي به چنين جستارهايي نمي‌پردازند.

13- وزني كه اينترنت در زندگي آدم ها داره هم با اين فاكتورهايي كه هست نميشه بيان كرد هم من نميفهمم كه چرا جامعه اطلاعاتي را با اينترنت تنها ميسنجند؛ جامعه اي كه ابعاد اطلاعاتي پيدا كرده باشه – برابر كتاب گيدنز-تنها اينترنت نيست كه. تازه خدمات اطلاعاتي، سرويس هاي آنلاين مانند اي-سرويسها كجا سنجيده ميشوند.

14- كشورهايي كه جامعه اطلاعاتي در آنها بالنده شده سطوح ICT ، موازي هم شده اند(هم شيب اند).

15- IDI از ادقام شاخص فرصت ديجيتالي و فرصت ICT اي، بدست آمده است. كه بر خلاف ديگر شاخص‌ها، در اين شاخص ضرايب وزن هر شاخص و زيرشاخص‌هاي آن به صورت آماري محاسبه مي‌شود. كه معيار دقيق‌تري بدست مي‌آورد. معيارهاي زيرساخت‌ها،‌دانش، كيفيت و استفاده واقعي از ICT و توانايي اجرا (affordability) در روش DAI مطرح بوده. DOI بر پايه 11 شاخص مجزا در 3 بخش اصلي فرصت‌ها، زيرساخت‌ها ، كاربردها انديس گذاري ميكرده است. DOI-OI روي ICT هاي سنتي تمركز داشته مانند تلويزيون، تلفن ثابت و آموزش. در TAI به اينكه كشورها چقدر در توليد و كاربري از فنآوري مشاركت دارند توجه ميشده است اينكه مهارت انساني در عصر شبكه اي بنا مي كنند و در انديس گذاري ICT Opportunity به چگالي اطلاعاتي (infodensity) و استفاده بري از اطلاعات(info-use) در گروه هاي شبكه، مهارت، ادراك و شدت استفاده (Intensity of use)

-يعني اينكه اين معيارها رو داشتن و در IDI امسال با درنظر گرفتن آنها چنين شاخص هاي را كه جدول آمده اند را گرفتند. پس بايد پذيرفت كه اين شاخص هاي اندازه گيري، بهتر جامعه اطلاعاتي شدن رو نشون ميدند !

16- پيوند نيرومندي ميان سطوح ICT و هزينه هاي ICT برقرار است. سبد هزينه ICT با اندازه IDI .(سبد هزينه = price basket)

17- در اقتصادهايي با هزينه نسبي پايين سطوح نسبي بالاتري در ICT دارند و اقتصادهايي با هزينه نسبي بالا سطوح نسبي پايين تري در ICT دارند. اين موضوع اهميت سياست گذاران را براي شناسايي هزينه خدمات ICT تاييد مي كند. قرار است در نسخه هاي پسين اين گزارش هزينه توسعه را بر زمان براي كشورها پايش كنند. (نقش ICT4D اينجا رو ميشه باقلوا)

18- ايران به حهت ارزاني هزينه هاي تلفن ثابت، ميان كشورها در رده نخست قرار دارد.

جهاني را تصور كن

ژانویه 13, 2009

جهاني را تصور كن كه توش همه افراد عضو اين گروه هاي وبي بودند.همه با هم تعامل و مراوده داشتند. همه در آموزش و مشاركت قرار داشتند. كاري را كه در دنياي واقعي نكرديم چون بسترش نبود و ياد هم نگرفتيم، تو دنياي وبي بتونيم انجام بديم. ياد ميگيريم كه تو context باشيم، چي نداريم، چي داريم، چي ميگيم، چي ميگن، چه راه‌هايي هست…

جدول زير را بايد با سرويس/سرويس‌هاي ايجاد شده كامل كرد: (شايد برخي روش‌ها را هم با هم ادغام كردن،جلوه بهتري داشته باشد.)

روش‌هاي همكاري/مشاركت

توضيح

سرويس ايجاد شده

فكر ناگهاني
Brainstorm
سازوكاري براي هماهنگي بين دور افكار و  ايده‌ها ، جمع‌آوري، دسته‌بندي و احيانا ارزيابي

؟

وراجي
Buzz group
جلسه اظهار نظر چند نفر با هم (برخط نه برون خط) راجع به اظهارات يك نفر ديگه در يك جايي. پرسش كردن، بحث كردن، حرف زدن بصورت غير رسمي. سازوكاري كه وقتي يه اتفاقي مي‌افتد بتوان بين دوستان راحت و تعريف شده حرف زد.

؟

بحث و گفت‌و‌گو بصورت افلاين. ولي امكانات مثل دسته بندي، موافق-مخالف، آمار و … داشته باشد كه بتونه بحث رو شكل بده.

IntenseDebate و Disqus

همايش/كنفرانس پنلهاي متخصصان در سمينارها و همايش‌ها كه هر كس ميتواند سوآل‌هاي خود را در آن موضوع ويژه، از اين افراد بپرسد. روي يك موضوع ويژه نظر خبرگان را جويا شدن.

؟

مصاحبه جلسه پرسش و پاسخ با كامنت گذاري، پرسش كردن و با خبر كردن اعضا با ايميل

؟

پژوهشگري با شروع از يك مستند يا وبگاه يا يك ايده و همكاري در تكميل و به نتيجه رساندنش.

WebQuest

پروژه براي مشخص كردن وظايف افراد گروه، گزارش گرفتن، زمان‌بندي در اجراي يك پروژه. با برنامه‌هاي groupware اي.

؟

داستان نويسي راه خلاقانه و جالبي براي داستان نويسي گروهي(همكار). بطوريكه هر كس يك پاراگراف از داستان را بصورت آنلاين مينويسد.

؟

به این فهرست چه چیزهای دیگری می توان افزود؟ به ستون سرویس ها چه؟

بچه ميليون دلاري

نوامبر 19, 2008

وبلاگ یک پزشک در این پست مطلب مهمی آورده بود از نظر من: «سیستم کامنت‌گذاری اجتماعی که IntenseDebate و Disqus شروع کرده‌اند، روز به روز فراگیرتر خواهد شد و وبلاگ‌های بیشتری از آن استفاده خواهند کرد. سیستمی که در آن خوانندگان بتوانند با یک OpenID، کامنت بگذارند، از امکانات اجتماعی استفاده کنند و کامنت‌های خود را به صورت مجتمع در یک جا گردآوری کنند.»

«کامنت‌گذاری تعاملی‌تر: با IntenseDebate و Disqus کامنت‌گذاری اجتماعی‌تری می‌شود، چون هر خواننده می‌تواند،‌مستقیما به کامنت دیگری که در مورد یک پست نوشته شده، پاسخ بدهد، به کامنت‌های جالب امتیاز بدهد و یا از کامنت‌های بی‌کیفیت، امتیاز کم کند. حتی به مرور زمان کامنت‌گذارهای برتر، می‌توانند امتیاز زیادی پیدا کنند.»

ماجرا همین تعاملی شدن است. تبدیل وبلاگ که سازوکار منولوگ داره به سازوکاری دیالوگ. وب2.0 ای شدن خود سیستم کامنت؛ كامنت معمولي كه الان وجود داره خيلي بي ريخت و بي خاصيت هست. نميشه باهاش بحث راه انداخت. چون بر اساس زمان مرتب مي كنه. نمي تونه اونهايي رو كه به هم مربوطه كنار هم بزاره. نميشه جواب يك نفر خاص رو داد، اون هم جواب چند نفر رو بده! و … نميشه نتيجه گيري و آمار مخالفين و موافقين رو داد و … به جهت و راستاي بحث كمكي نميكنن و … و از همه مهم تر بايد بشه كه هر كس از تو وبلاگ خودش (با نوشتن پست) تو بحث شركت كنه. من اين ها را نيازهاي حياتي براي تاثيرگذاري دنياي مجازي به دنياي واقعي مي دونم (به ويژه براي جامعه ايران). ظاهرن داره شكل ميگيره ديگه و روز به روز فراگیرتر خواهند شد. (خداييش دوست داشتم توانش رو داشتم خودم اين كار رو ميكردم.خيلي روش فكر كردم.اي كاش …) ای بابا چون وردپرس دات کمی هم هستیم نمیشه ازش استفاده کرد و حالشو برد. ای کاش …

کامنت دوم این پست ( observer)، ای کاش بیشتر می گفت.ای کاش…

The Information Chain

سپتامبر 6, 2008

ICT‌ در توسعه ؛ مدل زنجيره اطلاعات

براي درك گستره كامل فعاليت‌ها و منابع لازم براي اطلاعات در همكاري براي توسعه، دانستن زنجيره اطلاعات ضروري است

ما با داده‌ها شروع مي‌كنيم؛ آمار و ارقام پردازش نشده كه شايد قابل استفاده باشند و شايد نباشند. افراد بايد بتوانند به اين داده‌ها دسترسي داشته باشند، نسبت‌شان را ارزيابي كنند و در تصميمات ويژه بكار برند. تنها پس از اين مي‌توان آنها را اطلاعات شمرد و تنها اگر پس از اين مؤثر بوده باشند، مي‌توانند در توسعه نقشي داشته باشند.
از زنجيره اطلاعات براي ارزيابي اثربخشي (كارايي) پروژه‌هاي e-development استفاده مي‌شود و مي‌توان فهميد كه چرا برخي از چنين پروژه‌هايي در رسيدن به تاثير مورد توجه خود، شكست مي‌خورند.:
• در بدترين حالت آنها اجزاي فنآوري منابع اقتصادي را نشانه‌گيري مي‌كنند. اين تنها بر يك قسمت از عمليات دسترسي(access) اثر مي‌گذارد. ICT به خودي خود هيچ تاثيري بر منابعي كه از قلم افتاده‌اند و نيز ديگرعمليات اين زنجيره اطلاعات كه ناقص و نارسا انجام شوند، ندارد.
• پروژه‌هاي برتر بر توليد محتواي محلي و مهارت‌هاي ICT تلاش دارند. اما اين هم تنها كافي نيست. در واقع اين موضوع تنها عمليات دسترسي را هدف قرار داده است و گواهي براي تكميل شدن نهايي زنجيره اطلاعات نيست.
همواره براي اطمينان از كارگر بودن زنجيره اطلاعات، توسعه گران به چهار مجموعه منابع نياز دارند:
• منابع داده‌اي: داده‌هاي مناسب براي استفاده در گام نخست
• منابع اقتصادي: پول، مهارت و فنآوري براي دسترسي به داده‌ها
• منابع اجتماعي: انگيزه، جسارت و دانش براي دسترسي، ارزيابي و بكارگيري داده‌ها
اغلب چنين منابعي وجود نداند. مثال‌هاي زير مربوط به گروه‌هاي ضعيف مي‌شوند:
• داده‌ها در دسترس نباشند:
مربوط به اعضاي گروه شامل قيمت‌ها، بهترين نمونه‌ها، طرح‌هاي مالي و پشتيباني، مشتريان كالا و توليد …
• داده‌ها در دسترس باشند ولي اعضاي گروه به آنها دسترسي نداشته باشند:
افراد نمي‌دانند كجا مي‌توانند جزئيات مربوط به طرح‌هاي پشتيباني دولت را پيدا كنند. يا آنكه از پس داشتن چنين اطلاعاتي بر نمي‌آيند.
• داده‌ها در دسترس باشند ولي اعضاي گروه نمي‌توانند انها را ارزيابي كنند يا بكار برند:
افراد محتوا و نسبت چيزهايي را كه در دسترس دارند نمي‌دانند
• اطلاعات توليد مي‌شود ولي اعضاي گروه نمي‌توانند روي آنها كاري انجام دهند:
افراد بازارهاي جديد را شناسايي مي‌كنند اما از عهده مواد يا هزينه‌هاي حمل و نقل لازم براي عرضه در چنين بازارهايي برنمي‌آيند.
بنابراين اينكه پروژه‌هاي e-development حول زنجيره اطلاعات طراحي شوند، بسيار برجسته مي‌شود. آنها براي آنكه داده‌ها را به عمل مؤثرتبديل كنند، نياز به ترسيم و تدارك تمام منابع لازم‌شان در بسته زنجيره اطلاعات دارند. تا زمانيكه چنين نشود ICT پتانسيل‌هاي توسعه‌اي خود را بروز نمي‌دهد.
منبع :
Richard Heeks

Pulling and Pushing Model

سپتامبر 6, 2008

ICT‌ در توسعه ؛ مدل فشار و كشش

push pull model

push pull model

مدل تامين (فشار) و تقاضا (كشش) در بسياري از گروه‌هاي e-development لحاظ نمي‌شود. به عنوان نمونه از اين منظرطرح كار WSIS هم نمونه‌هاي قابل توجه‌اي دارد كه در آنها اثري از «تقاضا» وجود ندارد:
تامين محيطي (سياست ها، راهبردها، قانون‌ها)، تامين منابع (شبكه زيرساخت، پول، دانش، اعتماد، مهارت و ظرفيت‌ها)، تامين سازوكارها (شركاي دولتي-خصوصي يا چند بخشي) و كاربردها (كتابخانه‌هاي ديجيتال، e-commerce، e-health، e-government ). در حاليكه هيچ تاكيدي بر تقاضا وجود ندارد. اثري از تلاش براي ارزيابي، براي برآورده شدن تقاضاها وشبيه‌سازي تقاضا وجود ندارد.
برخوردهايي در همين سطح در بسياري پروژه‌هاي اي-توسعه نيزوجود دارد. بسياري ازاين قبيل كارها حول موضوع تامين و كمك به ايجاد يك كاربرد (application)‌ قرار دارند؛ هماهنگي‌هاي پولي، نصب سخت افزار، ايجاد نرم‌افزار، آموزش مهارت‌ها. اما طرف تقاضا كار ناچيزي انجام مي‌شود يا اصلا كاري انجام نمي‌شود: تحقيق بازار مناسب پيش از اقدام، همكاري و دستياري حرفه‌اي با بازاريابي appها پس از اقدام، ارزيابي تقاضا يا نمونه‌سازي هنگام پياده‌سازي.
برخي براي خانه تقاضا در نمودار بالا، از روي آناليز نيازها راهي مي‌جويند. اما نيازها رو به سوي تعيين دراز مدت از آنچه كاربران «مي‌بايد» تقاضا داشته باشند دارد و در واقع «بالا-پايين» است. در حاليكه آناليز خواسته‌ها كه در واقع «پايين-بالا» و كوتاه مدت است ، آنچه را كه كاربران «واقعا» تقاضا دارند مي‌پرسد.
تاثير اين مدل را در طرق گوناگون مي‌توان ديد:
• Telecenterها براي تامين اطلاعات به مشتريان فقير خود طراحي شده‌اند (نشانه‌گيري نيازي فرضي به عنوان تقاضايي متصور) مشترياني كه تنها با بازگشت به آموزش ICT، email و اتاق گفتگو نجات مي‌يابند ( خواست به عنوان تقاضاي حقيقي) .
• شكست‌هاي رايج گروه‌هاي e-dev در شناسايي حوزه تقاضاي حقيقي (مانند رشد انفجاري تقاضاي تلفن موبايل)
• به‌طور كلي همه پروژه‌هايe-dev اي به‌دليل نبود تقاضا در تداومشان شكست خورده‌اند.
بنابراين با تاكيد روي تامين و كاربرد، كساني كه در حوزه e-dev مشغول بكارند به چيزهاي مناسب و لازم مي‌پردازند ولي به‌صورت بخشي (جزئي). آنها نياز دارند به صورت متعادل به تقاضا نيز توجه داشته باشند. همچنين نه فقط با ديدي مبتني بر نيازها بلكه بر اساس خواست‌هاي درست فعلي هم.

منبع:Richard Heeks

Folksomomy

ژوئن 5, 2008

از فوكسونومي به‌عنوان نوعي نمايه‌سازي وب ياد مي‌شود. تاكنون دو شيوه رده‌بندي علوم و اطلاعات در جهان شكل گرفته است كه عبارتند از:

1- رده بندي كتابخانه‌اي: در رده‌هاي اصلي يا كلي به‌صورت سلسله مراتبي و شمارشي است. از آن جمله dit.yahoo.com و dmoz.org (كه تقريبا جامع‌ترين راهنماي وبي است)

2- رده‌بندي مردمي Folksonomy : نقطه مقابل تاكسونومي يا رده‌بندي حرفه‌اي و تخصصي اطلاعات است. مشكلات استفاده از رده‌بندي كتابخانه‌اي و نيز تنوع موضوعي و ساختاري منابع و اطلاعات و سازماندهي منابع اينترنت باعث شد تا چنين شيوه‌هايي جوابگوي نيازهاي اطلاعاتي كاربران و  نيز هماهنگ با رشد وب نباشد.رده‌بندي مبتني بر فنآوري‌هاي نويني چون برچسب‌گذاري گروهي (collaborative tagging) ، نرم‌افزارهاي اجتماعي و نشانه‌گذاري گروهي (Social Bookmarking).

عناصر رده‌بندي مردمي: كاربر- برچسب – اطلاعات – نرم‌افزارهاي اجتماعي (مانند Del.icio.us )

مزايا : امكان تعامل فكري و تبادل دانش و اندبشه با بهره‌گيري از كليدواژه‌هاي ساده / ابزاري براي سنجش علايق كاربران وب / ارتباط منطقي با منابع، بر اساس موضوع دلخواه كاربر /

معايب : تا زماني كه قواعد و استانداردهاي ويژه‌اي براي اين منظور تدوين نشود، بحث ساماندهي اطلاعات منابع اينترنتي همچنان ادامه خواهد داشت / ابهام در برچسب‌ها، عدم تفكيك و دقت ميان مترادف‌ها، متشابه‌ةا و متضادها / وجود غلط‌هاي نگارشي و معنايي / …

منبع : مجله اطلاع‌شناسي شماره 17-18 سال 1386

هدف از اين پست نشان دادن ادبيات «كتابداري و اطلاع‌رساني» در اين حوزه‌ها بوده و بيان دو اشكال بزرگ وب2 به نظر من :

1- موتورهاي جستجو مانند گوگل و ياهو هنوز كه هنوزه از روش سنتي براي جستجو استفاده مي‌كنند.

2- امكان نشانه‌گذاري مطالب داخلي صفحات وب وجود ندارد. نوشتن كاربر روي آنها كه پيشكش.

اين شد وب2 آخه ؟؟!!

اين پست به مزيدي تقديم مي‌شود.

warning of widening Internet broadband divide

می 27, 2008

دبير كل سازمان ITU آقاي حمدون توره Hamadoun Touré در سخنراني خود در نشست عمومي “دسترسي و ارتباط” در كوالالامپور به دو نكته اشاره داشته كه از ديدگاه جهاني مهم بوده است .

يكي اينكه با توجه به آنكه نيمي از مردم جهان تلفن موبايل دارند اينترنت پهن‌باند به شكافي عميق بين كشورها و چالشي مهم در دسترسي به اينترنت تبديل ميشود. يعني پهناي باند بين افراد -كه حالا ديگه همه هم مي‌توانند از گوشي‌هاي موبايلشان به اينترنت متصل ‌شوند – شكاف ايجاد مي‌كند. حالا اين را بگذاريد كنار گفته وزير ICT كشور كه پهناي باند فعلي را در كشور كافي مي‌دانند. پس با اين حساب درصورتيكه در زيرساخت سازي براي افزايش پهناي باند كاري صورت نگيرد، در آينده اين شكاف هم رخ مي‌نمايد و …

ديگر اينكه مشاركت بين بخش خصوصي و دولتي را براي افزايش دسترسي به ICT يك ضرورت مي‌دانند.