Archive for the ‘ict4d’ Category

Empowerment Conceptual Framework

جولای 18, 2009

What can we do for Iran?

1. Social, political and legal frameworks for fostering ICT diffusion.

2. Networks and computer applications for e-Governance and e-Inclusion.

3. Education; content provision and delivery; developing ICT skills.

4. Support NGOs, Parties, Communities and CSOs by ICT.

5. Empowerment of poor people (in social and rights-based terms).

6. …

Is there any conceptual framework for them?*

1.  Empowerment is fundamentally a relational concept, emerging out of the interaction between poor people and their environment. This tasks place through the rights, rules, resources, and incentives as well as the norms, behaviors, and processes governing the interactions between poor people and more powerful actors.

2. Poor people’s assets and capabilities are usually conceptualized as individual attributes. However, poor people’s collective capabilities and organizations are often critical in helping them break through constrains of powerlessness and voicelessness.

A conceptual framework for analyzing processes of empowerment is expanded in the “measuring Empowerment” book.  This framework contains four building blocks. The concepts of opportunity structure and agency development are superimposed on these four building blocks:

1.Opportunity Structure •    Institutional climate
  •    Social and political structures
2.Agency of the poor •    Poor people’s individual assets and capabilities
  •    Poor people’s collective assets and capabilities

In this framework there are relations and multiple interactions between individual assets and capabilities and the capability to act collectively, Institutional climate and Social and Political structures. So I think we could deal with: (Because only these are available for us)

A-the relation between ‘Poor people’s individual assets and capabilities’ and ‘Poor people’s collective assets and capabilities’

B- Collective assets and capabilities

Collective assets and capabilities:“Given their lack of voice and power, and given the deeply enriched social barriers that exit even in many formal democracies, poor people are unable take advantage of opportunities to effectively utilize or expand their assets or to exercise their individual rights. To overcome problems of marginalization in society, poor people critically depend on their collective capability to organize and mobilize so as to be recognized on their own terms, to be representation, collective identity, solidarity, and terms of recognition help overcome the deep external social and psychological barriers that are internalized by poor people”

 

Social capital, the norms and networks that enable collective action, allows poor people to increase their access to resources and economic opportunities. Poor people are often high in ‘bonding’ social capital – close ties and high levels of trust with others like themselves. Given limited resources, these ties help them cope with their poverty.

Bonding social capital is not enough, however; it must be accompanied by ‘bridging’ social capital in order to generate social movement that can bring about structural change. This can happen when small groups of people federate, gaining strength in numbers, or when their leaders take advantage of political opportunities to from alliances with powerful actors.

As previously exclude groups organize, this organizing may serve to change political structures through the political parties whose presence and interests are felt as national levels, as has happened in Bolivia, Peru, and India. Gandhi’s peaceful salt march in defiance of British, which mobilized an entire nation, is one powerful example.

*Reference: Narayan. Deep (2005), Measuring Empowerment: Cross-disciplinary Perspectives, Oxford University Press.

تعريف مساله

ژوئن 27, 2009

آنروز كه به ادبيات خود اصلاح طلبان «كودتاي شوراي نگهبان» عليه مجلس هفتم با رد صلاحيت ها رخ داد بايد ميدانستيم كه اين قصه سر دراز دارد. تا حالا كه كودتا عليه جمهوريت انجام شد و به گفته كروبي اين تازه اول ماجراست. ديكتاتوري تمومي ندارد. «شب عاقبت شب شد». به نظر من اين چهار سال (به فرض تغيير نكردن نتيجه) با ترور، خون ريزي ، دستگيري فعالان اجتماعي و سياسي و سركوب شديد پيگيري خواهد شد. پس اين داستان ادامه دارد اگر ما توده مردم، روشنفكران ، فعالان، باز هم مثل آدم هاي گول و منگ به اطراف خود نگاه كنبم. اين پستهاي شور و شر هم همين را گفته. در برابر اتفاق افتاده با فرمول نااميدي، اگر واكنشي نداشته باشيم اين رويه دراين مملكت پيش ميرود و پيش ميرود.

 در مورد انتخابات سخن هاي بسياري گفته شده است و از اين پس هم بيشتر گفته خواهد شد. اما آيا ميتوانيم از اين تبيين ها و ناله ها و … آنرا بصورت يك مساله اجتماعي و قابل تعريف در آوريم. به تعريف يك «مساله» برسيم. و سپس براي آن راه حل پيدا كنيم كه ديگر چنين رخدادي به اين سادگي انجام نگيرد. بايد بتوانيم اين مساله را به سطوح مختلف افراز كنيم. هر لايه را تعريف كنيم و براي آن راه‌كار بيابيم. آنگاه ميتوان براي آن راه حل پيدا كرد. دست بسته نبود، مايوس و نااميد به كناري ننشست و رخوت پيشه كرد. شب از جايي شروع ميشه كه تو چشماتو ميبندي. نگاه كنيم به پست ها .دقيقن دست روي همين موضوع گذاشته اند. يعني نميتوان از اين كپه‌اي ديدن خارج شد؟

بايد ببينيم چرا دو نفر اينقدر با هم تفاوت نظر دارند. من واقعن نميفهمم چرا كسي رفته بهش راي داده. درك نميكنم. چرا بين ما بايد اين فاصله ها ايجاد شده باشد، ناغافل شكست بخوريم. (مثل اين پست

« متاسفانه حدس می‌زنم دو قطبی حاضر در آینده هم با همین شدت ادامه پیدا کند و تعمیق پیدا کند. یک نقطه ضعف ما این است که هنوز نمی‌توانیم دقیقن بفهمیم که چه شد که میلیون‌ها آدم (بگویید 15 میلیون) بعد از چهار سال از رفتارهای احمدی‌نژاد روگردان “نشدند” و مجددن به او رای دادند. این یکی از اولویت‌های شخصی خود من است تا سعی کنم ریشه‌های این موضوع را درک کنم. اعتراف می‌کنم که هیچ رقم نمی‌توانم آن‌چیزی که در ذهن طبقه شهری که به او رای دادند می‌گذرد را درک کنم. دقت داریم که کسب رای توده‌ای توسط کسانی از این جنس تجربه جدیدی و افتخارآمیزی در دنیا نیست. شبیه به احمدی‌نژاد را در تاریخ زیاد داشته‌ایم. خوان پرون (و معشوقه و هم‌دستش اوا پرون) آرژانتین یکی از آن‌ها است. این را می‌گویم تا روشن کنم تا رای احمدی‌نژاد می‌تواند نشان از هیچ نکته مثبتی در شخصیت خود او نباشد. منبع گزارش به خاک ایران»

چرا ميتوانند كودتاي مخملي كنند و هيچ كاري نشه كرد. بايد بتوان اين موضوع را بصورت يك مساله خوش تعريف ببينيم. بايد بتوانيم آنرا لايه بندي كنيم و نقش خود را در حل آن پيدا كنيم. ما چه بايد بكنيم ، چه بايد بكنيم حالا، چه بايد بكنيم از اين پس؛ مطالعه سياسي، شعارنويسي شبانه، ميل نويسي گروهي، عضويت در احزاب، پيگيري اخبار، آگاهي رساني، بحث با مخالف ها، دعوا ، فرار به خارج، مرگ، خفخون گرفتن، نااميد شدن، … اگر اين چهار سال چهارسال ها فعال تر بوديم اين خاك بر سرمون نمي اومد. براي بيداري/رشد/… جامعه چه كاري ميتوان كرد؟

 « کار مهمی که ما الان باید بکنیم حفظ این اتحاد و روحیه برای اندیشیدن به آینده ایران و کمک به مردم داخل است. من منتظر کلیپ‌های جدیدی هستم که بگوییم “رای دادیم و فعلن نشده است (یا نگذاشتنده‌اند بشود). حالا قدم بعدی چیست؟”

ما متاسفانه چهار سال اول احمدی‌نژاد را که فرصت طلایی برای خلق گفتمان عمومی جدید و تاثیرگذار بود را از دست داده‌ایم و عمده انرژی ذهنی‌مان در حد کاریکاتورهای او و داستان‌های هاله نورش و حکایت‌های تکراری از سوتی‌های دور و بری‌هایش تلف شد. این بار نباید اشتباه سال‌های قبل را تکرار کنیم. قبلن هم یک بار گفتم که باید افق دیدمان را از احمدی‌نژاد و خطاهای حقیرش بالاتر ببریم و به آینده‌ متفاوتی بیندیشیم. اگر واقع‌بین باشیم، تا مدت نامعلوم از بخش مهمی از مجاری قدرت رسمی و حتی صدای عرصه عمومی محروم شده‌ایم ولی در عوض تلاش کنیم تا این تهدید را به فرصتی برای خودسازی انقلابی تبدیل کنیم. البته من به خودم امید می‌دهم که موسوی و باقی‌مانده رهبران “جنبش طبقه متوسط” به موازات بازی فرسایش (War of Attrition) بازی چانه‌زنی (Bargaining) را هم دنبال کنند و سعی کنند برای یک حزب غیررسمی ولی مصمم و خودآگاه 15میلیونی امتیازات مهمی را کسب کنند و جلوی حذف کامل اصلاح‌طلبان از عرصه عمومی را بگیرند (و در واقع حتی تریبون‌های جدیدی به دست بیاورند). علی‌الحساب پیش‌نهاد مشخص من تمرکز بر خواندن و ترجمه و به اشتراک گذاشتن متن‌های قوی است که به کار روحیه دادن به دوستان داخل و تقویت و تعمیق گفتمان جدید می‌آید. این یک پروژه عظیم به شیوه پردازش توزیع‌شده است که باز در موردش جداگانه حرف می‌زنیم. منبع گزارش به خاک ایران »

سنجش جامعه اطلاعاتي – شاخص‌هاي توسعه ICT

مارس 14, 2009

به تازگي ITU انديس توسعه ICT تازه خود را منتشر كرده است كه در آن 11 شاخص ICT را در 154 كشور با مقايسه 2002 تا 2007 اندازه گيري شده است. ايران در رده 78 ام قرار دارد. در سال 2002 در رده 92 ام بوده. چارچوب نظري شان در فرآيند تكاملي كشورها براي رسيدن به جامعه اطلاعاتي، بر پايه مدل 3 مرحله‌اي زير بوده است:

3stage1

 

گام 1- آمادگي ICT ،بازتابي از سطح زيرساخت‌هاي شبكه‌اي و دسترسي به ICT

گام 2- قوت ICT ، بازتاب سطح استفاده از ICT در جامعه

گام 3- تاثير ICT ، بازتاب نتايج كاربرد كارآمد و قابل اجراي ICT

11 شاخص سنجيده شده در IDI به همراه درصد هر شاخص و وزن هر فاكتور

 idi

1- چارچوب‌هاي نظري ديگري هم وجود دارد كه بهتر از اين مدل سنتي ميتوانند بكار روند.

2- موضوع دسترسي با اينترنت موبايلي فاكتور مهمي براي سنجش بوده

3- شكاف ديجيتالي ميان برخي كشورهاي بالا در IDI با سطوح پايين آن، اندكي كاهش يافته است كه قسمتي از آن بدليل نفوذ تلفن موبايل بوده است.

4- كشورهاي توسعه يافته سطح بالاتري از كاربرد آي سي تي (ICT use) دارند اما كشورهاي درحال توسعه در طول 5 سال 2002 تا 2007 پيشرفت بيشتري در دسترسي بهICT داشته اند، ولي كاربرد ICT در آنها هنوز كند است – چون يا در دسترس نبوده برايشان يا هزينه بالايي داشته) . گزارش نشان ميدهد پيوند نيرومندي ميان سطح ICT با ميزان درآمد وجود دارد كه شوربختانه پيوندشان هم در زمان رشد دارد.(نقش ICT4D اينجا رو ميشه)

5- گزارش نشان ميدهد كه استفاده از ICT در پي دسترسي به ICT بدست مي آيد.(نقش ICT4D اينجا رو ميشه) كشورهايي كه در سال 2002 IDI بالايي با استفاده از امتياز دسترسي داشتند، در 2007 در مقدار استفاده (كاربرد) ICT بالا هستند.

6- در مقايسه با كاربرد ICT، مهارت ICT جدا از سطح توسعه يافتگي و به يك درجه ميان كشورها توزيع شده است.(نقش وبلاگ هايي كه به وب و كامپيوتر مي پردازند دست كم اينجا رو ميشه)

7- در نبود استفاده فراگير از ICT در برخي كشورهايي، تاثير ICT براشون هنوز ضعيف است. درحاليكه كشورهاي كه سطح مهارتي بالايي دارند (اروپاي غربي و برخي از كشورهاي آسياي مركزي) به سرعت از كاربرد ICT و تاثيرش در توسعه اجتماعي و اقتصادي بهره برداري مي‌كنند.(نقش ICT4D اينجا رو ميشه)

8- چون رشد IDI از سال 2002 تا 2007 براي كشورهاي توسعه نيافته بيش از رشد كشورهاي توسعه يافته بوده، پس شكاف ديجيتالي جهاني ميان اين دوگروه كشورها بايد كم تر شده.

by-dev-level

ولي گويا نه اينجوري نيست. چون در گزارش آمده:

- با توجه به افزايش سطح دسترسي به ICT و افزايش سطح كاربرد آن، كماكان مقدار شكاف ديجيتالي در دوره 5 ساله يكسان مانده است.

9- با توجه به وضعيتي كه ما خودمان داريم ميبينيم در ايران و رتبه اي كه ايران ميان كشورها بدست آورده، معلوم ميشه كه رسيدن به رتبه هاي بالاتر چندان دور از ذهن هم نيست.

10- از بين 3 فاكتور محاسباتي براي اندبس گذاري ، عامل هايي كه در هر حال ميشه بهشون پرداخت تا به جامعه اطلاعاتي نزديك شد يا در واقع در انحصار دولت نيستند، كم هستند مانند سواد، شمار كاربران.ضمن اينكه وزن دسترسي (access)، كاربرد(use) هر كدام دوبرابر وزن مهارت(skill) در نظر گرفته شده.

11- موضوع كاربري كاربران ديده نميشه در فاكتورها. اينكه چقدر آنلاين هستند، چه كاربردهايي براي كاربران مطرح است، اندازه محتواي توليد شده در يك كشور يا توليد محتواي اينترنتي مانند وبلاگ و ميل

12- سواد وبي و چيزهايي مثل اين اصلا در آن مطرح نبوده. چون هيچ كدام از سه فاكتور مهارتي به چنين جستارهايي نمي‌پردازند.

13- وزني كه اينترنت در زندگي آدم ها داره هم با اين فاكتورهايي كه هست نميشه بيان كرد هم من نميفهمم كه چرا جامعه اطلاعاتي را با اينترنت تنها ميسنجند؛ جامعه اي كه ابعاد اطلاعاتي پيدا كرده باشه – برابر كتاب گيدنز-تنها اينترنت نيست كه. تازه خدمات اطلاعاتي، سرويس هاي آنلاين مانند اي-سرويسها كجا سنجيده ميشوند.

14- كشورهايي كه جامعه اطلاعاتي در آنها بالنده شده سطوح ICT ، موازي هم شده اند(هم شيب اند).

15- IDI از ادقام شاخص فرصت ديجيتالي و فرصت ICT اي، بدست آمده است. كه بر خلاف ديگر شاخص‌ها، در اين شاخص ضرايب وزن هر شاخص و زيرشاخص‌هاي آن به صورت آماري محاسبه مي‌شود. كه معيار دقيق‌تري بدست مي‌آورد. معيارهاي زيرساخت‌ها،‌دانش، كيفيت و استفاده واقعي از ICT و توانايي اجرا (affordability) در روش DAI مطرح بوده. DOI بر پايه 11 شاخص مجزا در 3 بخش اصلي فرصت‌ها، زيرساخت‌ها ، كاربردها انديس گذاري ميكرده است. DOI-OI روي ICT هاي سنتي تمركز داشته مانند تلويزيون، تلفن ثابت و آموزش. در TAI به اينكه كشورها چقدر در توليد و كاربري از فنآوري مشاركت دارند توجه ميشده است اينكه مهارت انساني در عصر شبكه اي بنا مي كنند و در انديس گذاري ICT Opportunity به چگالي اطلاعاتي (infodensity) و استفاده بري از اطلاعات(info-use) در گروه هاي شبكه، مهارت، ادراك و شدت استفاده (Intensity of use)

-يعني اينكه اين معيارها رو داشتن و در IDI امسال با درنظر گرفتن آنها چنين شاخص هاي را كه جدول آمده اند را گرفتند. پس بايد پذيرفت كه اين شاخص هاي اندازه گيري، بهتر جامعه اطلاعاتي شدن رو نشون ميدند !

16- پيوند نيرومندي ميان سطوح ICT و هزينه هاي ICT برقرار است. سبد هزينه ICT با اندازه IDI .(سبد هزينه = price basket)

17- در اقتصادهايي با هزينه نسبي پايين سطوح نسبي بالاتري در ICT دارند و اقتصادهايي با هزينه نسبي بالا سطوح نسبي پايين تري در ICT دارند. اين موضوع اهميت سياست گذاران را براي شناسايي هزينه خدمات ICT تاييد مي كند. قرار است در نسخه هاي پسين اين گزارش هزينه توسعه را بر زمان براي كشورها پايش كنند. (نقش ICT4D اينجا رو ميشه باقلوا)

18- ايران به حهت ارزاني هزينه هاي تلفن ثابت، ميان كشورها در رده نخست قرار دارد.

سمينار وبي «برپايي سازمان‌هاي محلي الكترونيكي در ايران»

ژانویه 19, 2009

اين يك سمينار وبلاگي است كه با گذاشتن كامنت، هر كس مي‌تواند بحث را كامل كند (در راستاي موضوع نظر بدهد) يا خود شروع كننده موضوعي تازه باشد. محورهايي كه آورده مي‌شوند براي خط دادن به مخاطب مي‌آيند.

هدف: وجود تشكل‌هاي محلي، سازمان‌هاي مبتني بر جامعه CBOها و سازمان‌هاي مردم نهاد به بازتواني و توانمندسازي مردم مي‌پردازد. به مردم مي‌آموزند كه چگونه چالش‌ها و نيازهاي خود را شناسايي و حل كنند. بايد جامعه محلي به گونه‌اي بازتواني شود كه بتواند امور مربوط به خود را بر عهده گيرد و خود را در كنترل بگيرد.

محورها:

1- انواع خدمات سازمان‌هاي محلي مانند امور بهداشتي، كودكان، مادران، توزيع كالا، ساخت و سازها، اجتماعي، امدادي، بهبود شرايط زندگي

2- روش‌هاي ارايه خدمات

3- روش علاقمند ساختن مردم براي فعاليت اجتماعي و روش درگيرسازي آنها

4- سازمان‌هاي مردم‌نهاد و روابط آنها با مردم محلي

5- روش‌هاي توانمندسازي مبتي بر جامعه

6- ابزارهاي وبي مناسب براي اين پروژه‌ها

7- دستاوردهاي تشكيل سازمان‌هاي محلي الكترونيكي

8- روش‌هاي پياده‌سازي (با 6 فرق دارد)

جهاني را تصور كن

ژانویه 13, 2009

جهاني را تصور كن كه توش همه افراد عضو اين گروه هاي وبي بودند.همه با هم تعامل و مراوده داشتند. همه در آموزش و مشاركت قرار داشتند. كاري را كه در دنياي واقعي نكرديم چون بسترش نبود و ياد هم نگرفتيم، تو دنياي وبي بتونيم انجام بديم. ياد ميگيريم كه تو context باشيم، چي نداريم، چي داريم، چي ميگيم، چي ميگن، چه راه‌هايي هست…

جدول زير را بايد با سرويس/سرويس‌هاي ايجاد شده كامل كرد: (شايد برخي روش‌ها را هم با هم ادغام كردن،جلوه بهتري داشته باشد.)

روش‌هاي همكاري/مشاركت

توضيح

سرويس ايجاد شده

فكر ناگهاني
Brainstorm
سازوكاري براي هماهنگي بين دور افكار و  ايده‌ها ، جمع‌آوري، دسته‌بندي و احيانا ارزيابي

؟

وراجي
Buzz group
جلسه اظهار نظر چند نفر با هم (برخط نه برون خط) راجع به اظهارات يك نفر ديگه در يك جايي. پرسش كردن، بحث كردن، حرف زدن بصورت غير رسمي. سازوكاري كه وقتي يه اتفاقي مي‌افتد بتوان بين دوستان راحت و تعريف شده حرف زد.

؟

بحث و گفت‌و‌گو بصورت افلاين. ولي امكانات مثل دسته بندي، موافق-مخالف، آمار و … داشته باشد كه بتونه بحث رو شكل بده.

IntenseDebate و Disqus

همايش/كنفرانس پنلهاي متخصصان در سمينارها و همايش‌ها كه هر كس ميتواند سوآل‌هاي خود را در آن موضوع ويژه، از اين افراد بپرسد. روي يك موضوع ويژه نظر خبرگان را جويا شدن.

؟

مصاحبه جلسه پرسش و پاسخ با كامنت گذاري، پرسش كردن و با خبر كردن اعضا با ايميل

؟

پژوهشگري با شروع از يك مستند يا وبگاه يا يك ايده و همكاري در تكميل و به نتيجه رساندنش.

WebQuest

پروژه براي مشخص كردن وظايف افراد گروه، گزارش گرفتن، زمان‌بندي در اجراي يك پروژه. با برنامه‌هاي groupware اي.

؟

داستان نويسي راه خلاقانه و جالبي براي داستان نويسي گروهي(همكار). بطوريكه هر كس يك پاراگراف از داستان را بصورت آنلاين مينويسد.

؟

به این فهرست چه چیزهای دیگری می توان افزود؟ به ستون سرویس ها چه؟

انقلاب نتبوك ها

نوامبر 15, 2008

وبلاگ مزيدي موضوع جديدي را شروع كرده:«انقلاب نتبوك ها»من هم سعي كردم مطلب را تكميل كنم:

موضوع اين نتبوك هاي جديد، بحث دسترسي‌ها ست نه فنآوري. دسترسي به محتوا، از سرويس‌هاي google و facebook و Wikipedia تا اتفاقي كه در زلزله 2008 چين افتاد. هنوز 5 ميليارد نفر در دنيا باقي ماندند كه از دسترسي به اينترنت محرومند. موضوع متصل كردن به اينترنت است.(اين پست هم همين را گفته)

محدوديت‌هايي كه در اين رابطه مطرح اند مثل فنآوري مناسب، برق، ارتباطات، جغرافيا، سواد، جنسيت، فقر، خود افراد(انسان شناسي). هر كدام از اين تفاوت‌ها، چالش‌هاي بسياري را نيز در حوزه ICT4D بوجود مي‌آورند؛ روستاهاي فقير، ارتباطات ضعيف (communication-starved areas)، سواد پايين، محروميت‌هاي جنسيتي، فقدان برق، محدوديت‌هاي اقليمي يا جغرافيايي ، شكاف ديجيتالي را تشديد مي‌كنند.

 بنابراين براي رفع محروميت‌ها نياز به  نوآوري در حوزه‌هاي گوناگون است ازجمله در ارتباطات، برق و ترمينال ها ( 5٪ روستاييان افريقا تا كنون از طريق PC به اينترنت متصل شده اند-  در sub-sarahan افريقا 15٪ روستاييان به برق دسترسي دارند – براي جوامع محروم ارتباطات بي‌سيم اولويت دارد از موبايل و wimax تا wifi و vsat )

در مقايسه با ديگر تجهيزات مثل راديو و لپ تاپ، موبايل ها بهترين وسيله براي كار در اين محدوديت‌ها و پركردن شكاف ديجيتالي اند. ارزان اند، باتري اي اند، قابل حمل اند،ارتباطات صدا و متن را دارند، دوطرفه اند، پوشش شبكه‌اي بالايي دارند، ولي كاملا برنامه پذيرنيستند، همه شبكه هاي بيسيم اي را پشتيباني نمي كنند.

تنها يك راه حل هم براي دسترسي به محتواي ايتنترتي تا به حال مد نظر نبوده است. هر بچه يك لپتاپ (OLPC)، استفاده مجدد از كامپيوترهاي قديمي، گوشي‌هاي تلفن همراه ، تلاش‌هايي فني‌اند در اين راستا. و حالا اين نتبوك ها. اين تنبوك هاي نوظهور كه از يك طرف شبيه لپ تاپ ها و PCها اند و از طرف ديگر شبيه موبايل‌هايند، مي توانند به عنوان وسيله جديد كم هزينه و كم توان كه قابليت ارتباط با محتوا و Collaborative Software را دارااند، تحقق دهنده «رسانه – ميانجي – جامعه اطلاعاتي» باشند.

همه اينها دست كم در پارادايم اقتصادي جامعه شبكه اي توجيه پذيرند؛ جاييكه شبكه، محتوا و سرويس ها نقش كليدي براي موج فعلي 2.0 ايفا مي كنند، فقدان ارتباط يعني چه؟!

بحثي كه رو چند پست وبلاگ مزيدي راه افتاده خيلي جالب است. مثل اين كامنت و اين يكي و اين.

Richard Heeks

اکتبر 7, 2008

امروز متوجه شدم آقاي ريچارد هيكز وبلاگي در مورد ICT4D برپا كرده . البته نه به تنهايي، همراه دارند. ايشان كتاب در اين زمينه نداره، ولي مقاله و پرزنتيشن زياد داره . رييس بخش ICT4D يونسكو و استاد دانشگاه منچستر اند.دكتر جغرافي هس ولي بدجور اين كارس. توي اولين پستش هم گفته كه اين كار هس. از اين به بعد هم به صورت تخصصي روي ICT4D با نوشتن در وبلاگ ادامه ميده. سالاره! سالار . يه وبلاگ تخصصي رو ICT4D  :

http://ict4dblog.wordpress.com/

Orion-Ring Model

سپتامبر 30, 2008

بسياري از پروژه‌هاي e-development -آنهايي كه از ICT براي توسعه اجتماعي-اقتصادي بهره مي‌برند-تاكيدبسيار زيادي بر فنآوري مي‌كنند. اما اين اشتباه است. فنآوري مي‌بايد در متن خودش فهميده شود: تصوير زير مدل حلقه پياز را نشان مي‌دهد:

 

چهار درس اصلي از اين مدل براي e-development وجود دارد:

1-      اطلاعات در قلب مدل قرار دارد: براي درك نقش ICT در توسعه، يك نقطه شروع درك نقش اطلاعات است و پس از آن فنآوري. («زنجيره اطلاعات» ساختار اين مدل را كامل مي‌كند)

2-      همه فنآوري‌ها كه با اطلاعات كار مي‌كنند را در بر دارد:  بسياري از سيستم‌هاي اطلاعاتي در زندگي مردم هنوز بر فنآوري‌هاي غير ديجيتال متكي اند. بسياري از آنها هم غير رسمي اند. (همه فنآوري‌هاي ديجيتال در شكل نيامده است)

3-      سيستم‌هاي اطلاعاتي نه فنآوري‌هاي اطلاعاتي ارزش افزوده مي‌آفرينند: فنآوري اطلاعات تنها يك جعبه به درد نخور گوشه اتاق است تا وقتي كه آنچه آنرا سيستم اطلاعاتي مي‌كند، به آن افزوده شود؛ اطلاعات براي بكاربردن، افراد براي كار كردن با آن، فرآيندها براي كمك و همكاري در آن.

4-      سيستم‌هاي اطلاعاتي در يك بافت قرار مي‌گيرند: سيستم‌هاي اطلاعاتي درختاني اند كه ريشه در خاك سازمان‌ها، نهادها و محيط سياسي، اقتصادي، فرهنگي دارند. دو نكته هم در اينجا قابل برداشت است:

الف) بافت بايد ارزيابي شود

بسياري از e-dev ها به دليل فاكتورهاي بافتي شكست مي‌خورند: محدوديت‌هاي قانوني و حقوقي، الزامات اقتصادي و زيرساختي، فاكورهاي فرهنگي و فراي اينها سياست. مسووليت در نظر نگرفتن بافت در پروژه‌ها بر عهده پيشنهاد دهنده، طراح و پياده‌سازي كننده است.

ب) نمي‌توان راه‌حل‌هاي e-dev‌را تنها كپي برداري كرد 

اگر شما در ختي را از ريشه جدا كنيد و در خاك ديگري فرو بريد نتيجه اش قابل پيش‌بيني است؛ يك پيوند شكست خورده. يعني تنها با كشاندن راه‌حل‌هاي يك بافت به جاي ديگري نمي‌توان گمان كرد كه در بافت ديگر هم آن راه‌حل جواب دهد. هر بافتي با ديگري تفاوت دارد و مي‌بايد روي هماهنگي بافت و سيستم كار شود. براي مثال كاري كه در بخش خصوصي انجام بگيرد ممكن است در بخش همگاني يا NGO كار نكند. سفارشي كردن (Customised) ، محصولات آماده (off the shelf) نيست و همساز كردن (Adapt) اقتباس كردن (Adopt) نيست.

منبع Richard Heeks

 

 

 

 

 

 

Michael Clarke

سپتامبر 20, 2008

مجله Telecenter Magazine  با مايكل كلارك  مصاحبه كوتاهي در مورد آينده ICT4D انجام داده است. ايشان داراي دكتراي در رشته انگل‌شناسي اند و مدت 15 سال هم در نقش‌هاي مديريت و هدايت برنامه‌هاي ICT كار كرده اند. از آوريل 2008 نيز رييس بخش ICT4D سازمان IDRC (International Development and Research Centre) كانادا و به عنوان مدير GKP (Global Knowledge Partnership) انتخاب شده است.

در مورد آینده ICT4D گفته که مهمترین موضوع کماکان «دسترسی» خواهد بود؛ اما بر خلاف گمان عمومي نه دسترسي به زيرساخت‌ها، بلكه دسترسي به ايده‌ها، انسان‌ها، شبكه‌ها، اطلاعات و مكالمات. بنابراين تمركز روي دسترسي به دانش است تا به خود ICT. همچنین حروف «I» و «C» را در ICT4D حروف بزرگ ، T را جزو حروف کوچک و D را حرف بزرگتر از بقیه می داند.

The Information Chain

سپتامبر 6, 2008

ICT‌ در توسعه ؛ مدل زنجيره اطلاعات

براي درك گستره كامل فعاليت‌ها و منابع لازم براي اطلاعات در همكاري براي توسعه، دانستن زنجيره اطلاعات ضروري است

ما با داده‌ها شروع مي‌كنيم؛ آمار و ارقام پردازش نشده كه شايد قابل استفاده باشند و شايد نباشند. افراد بايد بتوانند به اين داده‌ها دسترسي داشته باشند، نسبت‌شان را ارزيابي كنند و در تصميمات ويژه بكار برند. تنها پس از اين مي‌توان آنها را اطلاعات شمرد و تنها اگر پس از اين مؤثر بوده باشند، مي‌توانند در توسعه نقشي داشته باشند.
از زنجيره اطلاعات براي ارزيابي اثربخشي (كارايي) پروژه‌هاي e-development استفاده مي‌شود و مي‌توان فهميد كه چرا برخي از چنين پروژه‌هايي در رسيدن به تاثير مورد توجه خود، شكست مي‌خورند.:
• در بدترين حالت آنها اجزاي فنآوري منابع اقتصادي را نشانه‌گيري مي‌كنند. اين تنها بر يك قسمت از عمليات دسترسي(access) اثر مي‌گذارد. ICT به خودي خود هيچ تاثيري بر منابعي كه از قلم افتاده‌اند و نيز ديگرعمليات اين زنجيره اطلاعات كه ناقص و نارسا انجام شوند، ندارد.
• پروژه‌هاي برتر بر توليد محتواي محلي و مهارت‌هاي ICT تلاش دارند. اما اين هم تنها كافي نيست. در واقع اين موضوع تنها عمليات دسترسي را هدف قرار داده است و گواهي براي تكميل شدن نهايي زنجيره اطلاعات نيست.
همواره براي اطمينان از كارگر بودن زنجيره اطلاعات، توسعه گران به چهار مجموعه منابع نياز دارند:
• منابع داده‌اي: داده‌هاي مناسب براي استفاده در گام نخست
• منابع اقتصادي: پول، مهارت و فنآوري براي دسترسي به داده‌ها
• منابع اجتماعي: انگيزه، جسارت و دانش براي دسترسي، ارزيابي و بكارگيري داده‌ها
اغلب چنين منابعي وجود نداند. مثال‌هاي زير مربوط به گروه‌هاي ضعيف مي‌شوند:
• داده‌ها در دسترس نباشند:
مربوط به اعضاي گروه شامل قيمت‌ها، بهترين نمونه‌ها، طرح‌هاي مالي و پشتيباني، مشتريان كالا و توليد …
• داده‌ها در دسترس باشند ولي اعضاي گروه به آنها دسترسي نداشته باشند:
افراد نمي‌دانند كجا مي‌توانند جزئيات مربوط به طرح‌هاي پشتيباني دولت را پيدا كنند. يا آنكه از پس داشتن چنين اطلاعاتي بر نمي‌آيند.
• داده‌ها در دسترس باشند ولي اعضاي گروه نمي‌توانند انها را ارزيابي كنند يا بكار برند:
افراد محتوا و نسبت چيزهايي را كه در دسترس دارند نمي‌دانند
• اطلاعات توليد مي‌شود ولي اعضاي گروه نمي‌توانند روي آنها كاري انجام دهند:
افراد بازارهاي جديد را شناسايي مي‌كنند اما از عهده مواد يا هزينه‌هاي حمل و نقل لازم براي عرضه در چنين بازارهايي برنمي‌آيند.
بنابراين اينكه پروژه‌هاي e-development حول زنجيره اطلاعات طراحي شوند، بسيار برجسته مي‌شود. آنها براي آنكه داده‌ها را به عمل مؤثرتبديل كنند، نياز به ترسيم و تدارك تمام منابع لازم‌شان در بسته زنجيره اطلاعات دارند. تا زمانيكه چنين نشود ICT پتانسيل‌هاي توسعه‌اي خود را بروز نمي‌دهد.
منبع :
Richard Heeks