جهاني را تصور كن

ژانویه 13, 2009 با itsociety

جهاني را تصور كن كه توش همه افراد عضو اين گروه هاي وبي بودند.همه با هم تعامل و مراوده داشتند. همه در آموزش و مشاركت قرار داشتند. كاري را كه در دنياي واقعي نكرديم چون بسترش نبود و ياد هم نگرفتيم، تو دنياي وبي بتونيم انجام بديم. ياد ميگيريم كه تو context باشيم، چي نداريم، چي داريم، چي ميگيم، چي ميگن، چه راه‌هايي هست…

جدول زير را بايد با سرويس/سرويس‌هاي ايجاد شده كامل كرد: (شايد برخي روش‌ها را هم با هم ادغام كردن،جلوه بهتري داشته باشد.)

روش‌هاي همكاري/مشاركت

توضيح

سرويس ايجاد شده

فكر ناگهاني
Brainstorm
سازوكاري براي هماهنگي بين دور افكار و  ايده‌ها ، جمع‌آوري، دسته‌بندي و احيانا ارزيابي

؟

وراجي
Buzz group
جلسه اظهار نظر چند نفر با هم (برخط نه برون خط) راجع به اظهارات يك نفر ديگه در يك جايي. پرسش كردن، بحث كردن، حرف زدن بصورت غير رسمي. سازوكاري كه وقتي يه اتفاقي مي‌افتد بتوان بين دوستان راحت و تعريف شده حرف زد.

؟

بحث و گفت‌و‌گو بصورت افلاين. ولي امكانات مثل دسته بندي، موافق-مخالف، آمار و … داشته باشد كه بتونه بحث رو شكل بده.

IntenseDebate و Disqus

همايش/كنفرانس پنلهاي متخصصان در سمينارها و همايش‌ها كه هر كس ميتواند سوآل‌هاي خود را در آن موضوع ويژه، از اين افراد بپرسد. روي يك موضوع ويژه نظر خبرگان را جويا شدن.

؟

مصاحبه جلسه پرسش و پاسخ با كامنت گذاري، پرسش كردن و با خبر كردن اعضا با ايميل

؟

پژوهشگري با شروع از يك مستند يا وبگاه يا يك ايده و همكاري در تكميل و به نتيجه رساندنش.

WebQuest

پروژه براي مشخص كردن وظايف افراد گروه، گزارش گرفتن، زمان‌بندي در اجراي يك پروژه. با برنامه‌هاي groupware اي.

؟

داستان نويسي راه خلاقانه و جالبي براي داستان نويسي گروهي(همكار). بطوريكه هر كس يك پاراگراف از داستان را بصورت آنلاين مينويسد.

؟

به این فهرست چه چیزهای دیگری می توان افزود؟ به ستون سرویس ها چه؟

بچه ميليون دلاري

نوامبر 19, 2008 با itsociety

وبلاگ یک پزشک در این پست مطلب مهمی آورده بود از نظر من: «سیستم کامنت‌گذاری اجتماعی که IntenseDebate و Disqus شروع کرده‌اند، روز به روز فراگیرتر خواهد شد و وبلاگ‌های بیشتری از آن استفاده خواهند کرد. سیستمی که در آن خوانندگان بتوانند با یک OpenID، کامنت بگذارند، از امکانات اجتماعی استفاده کنند و کامنت‌های خود را به صورت مجتمع در یک جا گردآوری کنند.»

«کامنت‌گذاری تعاملی‌تر: با IntenseDebate و Disqus کامنت‌گذاری اجتماعی‌تری می‌شود، چون هر خواننده می‌تواند،‌مستقیما به کامنت دیگری که در مورد یک پست نوشته شده، پاسخ بدهد، به کامنت‌های جالب امتیاز بدهد و یا از کامنت‌های بی‌کیفیت، امتیاز کم کند. حتی به مرور زمان کامنت‌گذارهای برتر، می‌توانند امتیاز زیادی پیدا کنند.»

ماجرا همین تعاملی شدن است. تبدیل وبلاگ که سازوکار منولوگ داره به سازوکاری دیالوگ. وب2.0 ای شدن خود سیستم کامنت؛ كامنت معمولي كه الان وجود داره خيلي بي ريخت و بي خاصيت هست. نميشه باهاش بحث راه انداخت. چون بر اساس زمان مرتب مي كنه. نمي تونه اونهايي رو كه به هم مربوطه كنار هم بزاره. نميشه جواب يك نفر خاص رو داد، اون هم جواب چند نفر رو بده! و … نميشه نتيجه گيري و آمار مخالفين و موافقين رو داد و … به جهت و راستاي بحث كمكي نميكنن و … و از همه مهم تر بايد بشه كه هر كس از تو وبلاگ خودش (با نوشتن پست) تو بحث شركت كنه. من اين ها را نيازهاي حياتي براي تاثيرگذاري دنياي مجازي به دنياي واقعي مي دونم (به ويژه براي جامعه ايران). ظاهرن داره شكل ميگيره ديگه و روز به روز فراگیرتر خواهند شد. (خداييش دوست داشتم توانش رو داشتم خودم اين كار رو ميكردم.خيلي روش فكر كردم.اي كاش …) ای بابا چون وردپرس دات کمی هم هستیم نمیشه ازش استفاده کرد و حالشو برد. ای کاش …

کامنت دوم این پست ( observer)، ای کاش بیشتر می گفت.ای کاش…

انقلاب نتبوك ها

نوامبر 15, 2008 با itsociety

وبلاگ مزيدي موضوع جديدي را شروع كرده:«انقلاب نتبوك ها»من هم سعي كردم مطلب را تكميل كنم:

موضوع اين نتبوك هاي جديد، بحث دسترسي‌ها ست نه فنآوري. دسترسي به محتوا، از سرويس‌هاي google و facebook و Wikipedia تا اتفاقي كه در زلزله 2008 چين افتاد. هنوز 5 ميليارد نفر در دنيا باقي ماندند كه از دسترسي به اينترنت محرومند. موضوع متصل كردن به اينترنت است.(اين پست هم همين را گفته)

محدوديت‌هايي كه در اين رابطه مطرح اند مثل فنآوري مناسب، برق، ارتباطات، جغرافيا، سواد، جنسيت، فقر، خود افراد(انسان شناسي). هر كدام از اين تفاوت‌ها، چالش‌هاي بسياري را نيز در حوزه ICT4D بوجود مي‌آورند؛ روستاهاي فقير، ارتباطات ضعيف (communication-starved areas)، سواد پايين، محروميت‌هاي جنسيتي، فقدان برق، محدوديت‌هاي اقليمي يا جغرافيايي ، شكاف ديجيتالي را تشديد مي‌كنند.

 بنابراين براي رفع محروميت‌ها نياز به  نوآوري در حوزه‌هاي گوناگون است ازجمله در ارتباطات، برق و ترمينال ها ( 5٪ روستاييان افريقا تا كنون از طريق PC به اينترنت متصل شده اند-  در sub-sarahan افريقا 15٪ روستاييان به برق دسترسي دارند – براي جوامع محروم ارتباطات بي‌سيم اولويت دارد از موبايل و wimax تا wifi و vsat )

در مقايسه با ديگر تجهيزات مثل راديو و لپ تاپ، موبايل ها بهترين وسيله براي كار در اين محدوديت‌ها و پركردن شكاف ديجيتالي اند. ارزان اند، باتري اي اند، قابل حمل اند،ارتباطات صدا و متن را دارند، دوطرفه اند، پوشش شبكه‌اي بالايي دارند، ولي كاملا برنامه پذيرنيستند، همه شبكه هاي بيسيم اي را پشتيباني نمي كنند.

تنها يك راه حل هم براي دسترسي به محتواي ايتنترتي تا به حال مد نظر نبوده است. هر بچه يك لپتاپ (OLPC)، استفاده مجدد از كامپيوترهاي قديمي، گوشي‌هاي تلفن همراه ، تلاش‌هايي فني‌اند در اين راستا. و حالا اين نتبوك ها. اين تنبوك هاي نوظهور كه از يك طرف شبيه لپ تاپ ها و PCها اند و از طرف ديگر شبيه موبايل‌هايند، مي توانند به عنوان وسيله جديد كم هزينه و كم توان كه قابليت ارتباط با محتوا و Collaborative Software را دارااند، تحقق دهنده «رسانه – ميانجي – جامعه اطلاعاتي» باشند.

همه اينها دست كم در پارادايم اقتصادي جامعه شبكه اي توجيه پذيرند؛ جاييكه شبكه، محتوا و سرويس ها نقش كليدي براي موج فعلي 2.0 ايفا مي كنند، فقدان ارتباط يعني چه؟!

بحثي كه رو چند پست وبلاگ مزيدي راه افتاده خيلي جالب است. مثل اين كامنت و اين يكي و اين.

Richard Heeks

اکتبر 7, 2008 با itsociety

امروز متوجه شدم آقاي ريچارد هيكز وبلاگي در مورد ICT4D برپا كرده . البته نه به تنهايي، همراه دارند. ايشان كتاب در اين زمينه نداره، ولي مقاله و پرزنتيشن زياد داره . رييس بخش ICT4D يونسكو و استاد دانشگاه منچستر اند.دكتر جغرافي هس ولي بدجور اين كارس. توي اولين پستش هم گفته كه اين كار هس. از اين به بعد هم به صورت تخصصي روي ICT4D با نوشتن در وبلاگ ادامه ميده. سالاره! سالار . يه وبلاگ تخصصي رو ICT4D  :

http://ict4dblog.wordpress.com/

Orion-Ring Model

سپتامبر 30, 2008 با itsociety

بسياري از پروژه‌هاي e-development -آنهايي كه از ICT براي توسعه اجتماعي-اقتصادي بهره مي‌برند-تاكيدبسيار زيادي بر فنآوري مي‌كنند. اما اين اشتباه است. فنآوري مي‌بايد در متن خودش فهميده شود: تصوير زير مدل حلقه پياز را نشان مي‌دهد:

 

چهار درس اصلي از اين مدل براي e-development وجود دارد:

1-      اطلاعات در قلب مدل قرار دارد: براي درك نقش ICT در توسعه، يك نقطه شروع درك نقش اطلاعات است و پس از آن فنآوري. («زنجيره اطلاعات» ساختار اين مدل را كامل مي‌كند)

2-      همه فنآوري‌ها كه با اطلاعات كار مي‌كنند را در بر دارد:  بسياري از سيستم‌هاي اطلاعاتي در زندگي مردم هنوز بر فنآوري‌هاي غير ديجيتال متكي اند. بسياري از آنها هم غير رسمي اند. (همه فنآوري‌هاي ديجيتال در شكل نيامده است)

3-      سيستم‌هاي اطلاعاتي نه فنآوري‌هاي اطلاعاتي ارزش افزوده مي‌آفرينند: فنآوري اطلاعات تنها يك جعبه به درد نخور گوشه اتاق است تا وقتي كه آنچه آنرا سيستم اطلاعاتي مي‌كند، به آن افزوده شود؛ اطلاعات براي بكاربردن، افراد براي كار كردن با آن، فرآيندها براي كمك و همكاري در آن.

4-      سيستم‌هاي اطلاعاتي در يك بافت قرار مي‌گيرند: سيستم‌هاي اطلاعاتي درختاني اند كه ريشه در خاك سازمان‌ها، نهادها و محيط سياسي، اقتصادي، فرهنگي دارند. دو نكته هم در اينجا قابل برداشت است:

الف) بافت بايد ارزيابي شود

بسياري از e-dev ها به دليل فاكتورهاي بافتي شكست مي‌خورند: محدوديت‌هاي قانوني و حقوقي، الزامات اقتصادي و زيرساختي، فاكورهاي فرهنگي و فراي اينها سياست. مسووليت در نظر نگرفتن بافت در پروژه‌ها بر عهده پيشنهاد دهنده، طراح و پياده‌سازي كننده است.

ب) نمي‌توان راه‌حل‌هاي e-dev‌را تنها كپي برداري كرد 

اگر شما در ختي را از ريشه جدا كنيد و در خاك ديگري فرو بريد نتيجه اش قابل پيش‌بيني است؛ يك پيوند شكست خورده. يعني تنها با كشاندن راه‌حل‌هاي يك بافت به جاي ديگري نمي‌توان گمان كرد كه در بافت ديگر هم آن راه‌حل جواب دهد. هر بافتي با ديگري تفاوت دارد و مي‌بايد روي هماهنگي بافت و سيستم كار شود. براي مثال كاري كه در بخش خصوصي انجام بگيرد ممكن است در بخش همگاني يا NGO كار نكند. سفارشي كردن (Customised) ، محصولات آماده (off the shelf) نيست و همساز كردن (Adapt) اقتباس كردن (Adopt) نيست.

منبع Richard Heeks

 

 

 

 

 

 

Michael Clarke

سپتامبر 20, 2008 با itsociety

مجله Telecenter Magazine  با مايكل كلارك  مصاحبه كوتاهي در مورد آينده ICT4D انجام داده است. ايشان داراي دكتراي در رشته انگل‌شناسي اند و مدت 15 سال هم در نقش‌هاي مديريت و هدايت برنامه‌هاي ICT كار كرده اند. از آوريل 2008 نيز رييس بخش ICT4D سازمان IDRC (International Development and Research Centre) كانادا و به عنوان مدير GKP (Global Knowledge Partnership) انتخاب شده است.

در مورد آینده ICT4D گفته که مهمترین موضوع کماکان «دسترسی» خواهد بود؛ اما بر خلاف گمان عمومي نه دسترسي به زيرساخت‌ها، بلكه دسترسي به ايده‌ها، انسان‌ها، شبكه‌ها، اطلاعات و مكالمات. بنابراين تمركز روي دسترسي به دانش است تا به خود ICT. همچنین حروف «I» و «C» را در ICT4D حروف بزرگ ، T را جزو حروف کوچک و D را حرف بزرگتر از بقیه می داند.

The Information Chain

سپتامبر 6, 2008 با itsociety

ICT‌ در توسعه ؛ مدل زنجيره اطلاعات

براي درك گستره كامل فعاليت‌ها و منابع لازم براي اطلاعات در همكاري براي توسعه، دانستن زنجيره اطلاعات ضروري است

ما با داده‌ها شروع مي‌كنيم؛ آمار و ارقام پردازش نشده كه شايد قابل استفاده باشند و شايد نباشند. افراد بايد بتوانند به اين داده‌ها دسترسي داشته باشند، نسبت‌شان را ارزيابي كنند و در تصميمات ويژه بكار برند. تنها پس از اين مي‌توان آنها را اطلاعات شمرد و تنها اگر پس از اين مؤثر بوده باشند، مي‌توانند در توسعه نقشي داشته باشند.
از زنجيره اطلاعات براي ارزيابي اثربخشي (كارايي) پروژه‌هاي e-development استفاده مي‌شود و مي‌توان فهميد كه چرا برخي از چنين پروژه‌هايي در رسيدن به تاثير مورد توجه خود، شكست مي‌خورند.:
• در بدترين حالت آنها اجزاي فنآوري منابع اقتصادي را نشانه‌گيري مي‌كنند. اين تنها بر يك قسمت از عمليات دسترسي(access) اثر مي‌گذارد. ICT به خودي خود هيچ تاثيري بر منابعي كه از قلم افتاده‌اند و نيز ديگرعمليات اين زنجيره اطلاعات كه ناقص و نارسا انجام شوند، ندارد.
• پروژه‌هاي برتر بر توليد محتواي محلي و مهارت‌هاي ICT تلاش دارند. اما اين هم تنها كافي نيست. در واقع اين موضوع تنها عمليات دسترسي را هدف قرار داده است و گواهي براي تكميل شدن نهايي زنجيره اطلاعات نيست.
همواره براي اطمينان از كارگر بودن زنجيره اطلاعات، توسعه گران به چهار مجموعه منابع نياز دارند:
• منابع داده‌اي: داده‌هاي مناسب براي استفاده در گام نخست
• منابع اقتصادي: پول، مهارت و فنآوري براي دسترسي به داده‌ها
• منابع اجتماعي: انگيزه، جسارت و دانش براي دسترسي، ارزيابي و بكارگيري داده‌ها
اغلب چنين منابعي وجود نداند. مثال‌هاي زير مربوط به گروه‌هاي ضعيف مي‌شوند:
• داده‌ها در دسترس نباشند:
مربوط به اعضاي گروه شامل قيمت‌ها، بهترين نمونه‌ها، طرح‌هاي مالي و پشتيباني، مشتريان كالا و توليد …
• داده‌ها در دسترس باشند ولي اعضاي گروه به آنها دسترسي نداشته باشند:
افراد نمي‌دانند كجا مي‌توانند جزئيات مربوط به طرح‌هاي پشتيباني دولت را پيدا كنند. يا آنكه از پس داشتن چنين اطلاعاتي بر نمي‌آيند.
• داده‌ها در دسترس باشند ولي اعضاي گروه نمي‌توانند انها را ارزيابي كنند يا بكار برند:
افراد محتوا و نسبت چيزهايي را كه در دسترس دارند نمي‌دانند
• اطلاعات توليد مي‌شود ولي اعضاي گروه نمي‌توانند روي آنها كاري انجام دهند:
افراد بازارهاي جديد را شناسايي مي‌كنند اما از عهده مواد يا هزينه‌هاي حمل و نقل لازم براي عرضه در چنين بازارهايي برنمي‌آيند.
بنابراين اينكه پروژه‌هاي e-development حول زنجيره اطلاعات طراحي شوند، بسيار برجسته مي‌شود. آنها براي آنكه داده‌ها را به عمل مؤثرتبديل كنند، نياز به ترسيم و تدارك تمام منابع لازم‌شان در بسته زنجيره اطلاعات دارند. تا زمانيكه چنين نشود ICT پتانسيل‌هاي توسعه‌اي خود را بروز نمي‌دهد.
منبع :
Richard Heeks

Pulling and Pushing Model

سپتامبر 6, 2008 با itsociety

ICT‌ در توسعه ؛ مدل فشار و كشش

push pull model

push pull model

مدل تامين (فشار) و تقاضا (كشش) در بسياري از گروه‌هاي e-development لحاظ نمي‌شود. به عنوان نمونه از اين منظرطرح كار WSIS هم نمونه‌هاي قابل توجه‌اي دارد كه در آنها اثري از «تقاضا» وجود ندارد:
تامين محيطي (سياست ها، راهبردها، قانون‌ها)، تامين منابع (شبكه زيرساخت، پول، دانش، اعتماد، مهارت و ظرفيت‌ها)، تامين سازوكارها (شركاي دولتي-خصوصي يا چند بخشي) و كاربردها (كتابخانه‌هاي ديجيتال، e-commerce، e-health، e-government ). در حاليكه هيچ تاكيدي بر تقاضا وجود ندارد. اثري از تلاش براي ارزيابي، براي برآورده شدن تقاضاها وشبيه‌سازي تقاضا وجود ندارد.
برخوردهايي در همين سطح در بسياري پروژه‌هاي اي-توسعه نيزوجود دارد. بسياري ازاين قبيل كارها حول موضوع تامين و كمك به ايجاد يك كاربرد (application)‌ قرار دارند؛ هماهنگي‌هاي پولي، نصب سخت افزار، ايجاد نرم‌افزار، آموزش مهارت‌ها. اما طرف تقاضا كار ناچيزي انجام مي‌شود يا اصلا كاري انجام نمي‌شود: تحقيق بازار مناسب پيش از اقدام، همكاري و دستياري حرفه‌اي با بازاريابي appها پس از اقدام، ارزيابي تقاضا يا نمونه‌سازي هنگام پياده‌سازي.
برخي براي خانه تقاضا در نمودار بالا، از روي آناليز نيازها راهي مي‌جويند. اما نيازها رو به سوي تعيين دراز مدت از آنچه كاربران «مي‌بايد» تقاضا داشته باشند دارد و در واقع «بالا-پايين» است. در حاليكه آناليز خواسته‌ها كه در واقع «پايين-بالا» و كوتاه مدت است ، آنچه را كه كاربران «واقعا» تقاضا دارند مي‌پرسد.
تاثير اين مدل را در طرق گوناگون مي‌توان ديد:
• Telecenterها براي تامين اطلاعات به مشتريان فقير خود طراحي شده‌اند (نشانه‌گيري نيازي فرضي به عنوان تقاضايي متصور) مشترياني كه تنها با بازگشت به آموزش ICT، email و اتاق گفتگو نجات مي‌يابند ( خواست به عنوان تقاضاي حقيقي) .
• شكست‌هاي رايج گروه‌هاي e-dev در شناسايي حوزه تقاضاي حقيقي (مانند رشد انفجاري تقاضاي تلفن موبايل)
• به‌طور كلي همه پروژه‌هايe-dev اي به‌دليل نبود تقاضا در تداومشان شكست خورده‌اند.
بنابراين با تاكيد روي تامين و كاربرد، كساني كه در حوزه e-dev مشغول بكارند به چيزهاي مناسب و لازم مي‌پردازند ولي به‌صورت بخشي (جزئي). آنها نياز دارند به صورت متعادل به تقاضا نيز توجه داشته باشند. همچنين نه فقط با ديدي مبتني بر نيازها بلكه بر اساس خواست‌هاي درست فعلي هم.

منبع:Richard Heeks

پروژه‌هاي Agri-Business Centers و Ashwini

آگوست 11, 2008 با itsociety

Kerala State IT Mission در حوزه مالاپوران از ايالت كرالا، براي تسهيل در ارتباط كشاورزان با نهادهاي خدمات رسان كشاورزي در سال 2005 پروژه مراكز تجاري-كشاورزي را پياده‌سازي نموده است. به اين منظور Agri-Business Center ها به نام آكشايا Akshaya به عنوان نقاط تحويل اين خدمات بنا شده اند. اين پروژه انتظار دارد با فعال‌سازي و ساده‌سازي ارتباط كشاورزان (و ديگر ذبنفعان)، از طريق اين مراكز به نهادهاي خدمت‌رسان در كشاورزي در بخش‌هاي خصوصي، دولتي، NGOها متصل سازد. بطوريكه اين مراكز تمام نيازهاي اطلاعاتي، ارتباطي، تعاملي، پرداخت پول و يكپارچه‌سازي خدمات مرتبط را فراهم آورد.
با همين رويكرد موسسه بيراجو Byrraju كه يك NGO در ايالت آندراپرادش است، پروژه‌اي را با هدف ارتباط مردم با متخصصان حوزه‌هايي چون كشاورزي، آموزش، بهداشت اجرا نموده است. پروژه آشويني به دنبال ايجاد پلتفرمي تراكنشي چند بعدي بين متخصصان و خدمت‌رسان‌ها در شهرها است و هدفش را در 28 روستا در غرب ناحيه گداواري Godavari از آندراپرادش قرارداده است.

اجلاس ژنواي WSIS سال 2003

آگوست 2, 2008 با itsociety

در WSIS پلتفرم ICT براي توسعه نشان داد كه علاوه بر توجه وافر سازمان‌هاي توسعه‌اي چه فراملي و چه ملي و محلي و حتا بخش خصوصي كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته OECD ، تلاش‌هاي عملي زيادي نيز تا به حال انجام شده است. در واقع بطور عيني و ملموس نشان داد كه ICT4D از حالت تئوري سالها پيش گذر كرده است. بطوريكه بيش از 250 پروژه ارائه شده نشان از تاثيرات عيني آن و پياده‌سازي ICT4D دارد.

در اين اجلاس حدود 50 پنل، كارگاه و سمينار در چارچوب ICT4D بين رهبران كشورها، اجتماعات محلي شركت كننده در اين اجلاس و … انجام شده است. اظهارات كوفي عنان در ژنوا و قطعنامه‌ةاي مجمع عمومي نيز بر اهميت توسعه بوسيله ICT صحه مي‌گذارد. (منبع Gerolf Wegel: ICT4D Today)

در اجلاس سال 2005 تونس 1500 نفر از سازمان‌هاي فراملي، 6200 NGO،‌4800 نفر از بخش خصوصي و 980 نفر از رسانه‌ها شركت داشته اند. )منبع Document 687 session 60 Report of the World Summit on the Information Society pag3 )